ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - عرفان مثبت اسلامى يا مسير انسان كامل
اين تكاپوى آگاهانه در جهان رو به هدف اعلا با صرف توانائىها در راه پيش برد حيات معقول خود و ديگران ، حركت در مسير عرفان است كه در مكتب اسلام ملاك تكامل و رشد انسانى است . طبيعت اصلى عرفان مثبت با جملهء « بمن چه كه ديگران در چه حالند » سازگار نيست ، چنانكه طبيعت اصلى عرفان مثبت با دنياپرستى و خودخواهى و زورگوئى سازش ندارد . طبيعت اصلى عرفان مثبت ضدّ جهل و تخدير و ناهشياريها است .
زندگى با عرفان مثبت ، يعنى حياتى كه انسان كامل سپرى مى كند ، حياتى است از آن خدا .
( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) ( قطعا نماز من و عبادات من و زندگى و مرگ من از آن خداونديست كه پرورندهء عالميان است ) .
حياتى كه از آن خدا است ، امكان ندارد در بارهء زندگى ديگران كه جلوه گاه مشيّت الهى است ، بيخيال و آسوده خاطر باشد . حياتى كه از آن خدا است از آن فروغ ربّانى كه مى گيرد ، پرتوى بر انسانهاى غرق شده در ظلمات جهل و ناهشيارىها مى اندازد . آيا گرفتن دست غريق و براه آوردن گمشدگان بيابان بىسرو ته « حيات طبيعى محض » خواستهء خداوندى نيست مگر اين غرق شدگان و گمشدگان همان موجوداتى نيستند كه خداوند متعال در بارهء آنان ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه ) ( و در او از روح خود دميدم ) فرموده است بلكه بايد گفت : هر اندازه كه بر لطافت روح در مسير عرفان مثبت افزوده مى شود ، بهمان اندازه اشعّهء ربّانى انسان كامل بر ديگر انسانها گسترده تر مى شود .