ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت
دارم » « من از ديدار او سيرم » . . . همه مى دانيم با اين كه مقصود از گرمى و سردى و بهشت و دريا و با فروغتر از خورشيد و تشنگى سوزان و سيرى در جملات فوق ، هيچ گونه سنخيّتى با مفاهيم فيزيكى آنها ندارند ، با اين حال بكار بردن همان الفاظ در مفاهيم روانى كاملا معقول و صحيح است ، زيرا وجود همان مفاهيم در روان آدمى در اوج حقايق روانى احساس مى شوند .
روشنترين دليل اين مدّعا كه عظمتهاى بهشتى ما فوق نعمتهاى مادّى محسوس است آيه ايست كه مى گويد : ( « فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ » ) [١] ( هيچ كسى نمى داند آن امتيازات روشنائى بخش ديدگان را كه براى آنان آماده است و در اين دنيا براى آنان پوشيده و غير قابل درك است ) و اگر مقصود از نعمتهاى بهشتى كه در قرآن با الفاظ متداول آمده است ، مفاهيم لغوى آنها بود ، اين مفاهيم براى كسى پوشيده نيست . و آنگهى آيات فراوانى در قرآن مجيد كلمهء « لقاء اللَّه » ( ديدار خداوندى ) را پايان همهء تكاپوها و تلاشهاى انسانى انسانها معرّفى مى كند . مانند : ( « فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّه أَحَداً » ) [٢] ( پس هر كس كه اميد ديدار پروردگارش را دارد ، عمل صالح انجام بدهد و در عبادت پروردگارش هيچ احدى را شريك قرار ندهد . ) آيا هيچ عاقلى احتمال مى دهد كه پيامبران عظام و اوصياء و اولياء اللَّه و ديگر رشد يافتگان كاروان بشرى در اين زندگانى از لذايذ مادّى اين دنيا دست برداشتهاند ، فقط براى اين كه عين همان لذايذ پست و محقّر را در ابديّت پاداش
[١] . السّجده آيهء ١٧ .
[٢] . الكهف آيهء ١١٠ .