ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - اهتمام جدّى فقط به إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ است كه موجب برقرار كردن ارتباط آزاد با همه چيز مى گردد و هيچ همّ و غمّى در درون آدمى نمى گذارد
بهمهء اندوختهها و معلومات براى تحصيل موضوعى كه مورد اهتمام قرار گرفته است . گوئى من آدمى در موقع اهتمام بيك موضوع ، هدف حيات خود را در آن مى بيند كه اگر به تحصيل آن توفيق يابد ، در حقيقت به هدف حيات خود دست يافته است و اگر نتواند به آن موضوع نائل گردد ، هدف حيات را از دست داده است . گاهى اهتمام بيك موضوع بقدرى شديد است كه موضوع را مساوى خود حيات مى نمايد ، در اين موارد ، عدم توفيق به موضوع مزبور رنگ خود حيات را مات مى سازد بطورى كه خود حيات قابل تحمّل نمى باشد و مى گويد : « اى مرگ بيا كه زندگى ما را كشت » و بدانجهت كه شخصيّتهاى ضعيف همواره بهر موضوعى كه مطلوبشان واقع مى گردد ، اهتمام و اهمّيّت حياتى مى دهند ، در نتيجه زندگى آنان جز سلسله اى از مرگهاى متوالى من كه جبر حيات طبيعى محض نمايش زندگى به آنها مى دهد ، چيز ديگرى نمى باشد .
گوئى اين ناتوانان به ناتوانى و رنج عشق مى ورزند - < شعر > عاشق رنج است نادان تا ابد خيز لا اقسم بخوان تا فى كبد < / شعر > آنچه كه بايد بآن اهتمام ورزيد و هر گونه همّ و غمّ و توجّه و تلاش و تكاپو براى وصول بآن شايسته است ، اصل جريان وجودى انسان است كه در اين جملهء الهى بيان شده است : ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) ( ما قطعا از آن خدائيم و قطعا بسوى او برميگرديم ) .
آدمى فقط با اهتمام باين جريان اصلى وجود است كه مى تواند من خود را از چنگال متلاشى كنندهء خواستهها كه اهتمام او را بر مى انگيزند ، نجات بدهد و با همهء اشياء ارتباط آزاد برقرار بسازد . بدون نيل به ارتباط آزاد با واقعيّات هستى ، هيچ الگو و معيارى براى همّ و اهتمام و چشمپوشى و مسامحه وجود ندارد ، آنجا كه ارتباط آزاد با اشياء وجود ندارد ، من آدمى در ميان حلقههاى آهنين جبر و جبر نما با يك احساس دروغين آزادى دست