ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٦ - قسمت دوم - استعدادهاى موجوده در نهاد انسانى كه بوسيلهء عوامل و انگيزههاى خارجى به فعليّت مى رسند
واقعيّاتى وجود ندارند ، و آنچه كه از انسان بروز ميكند ، نتيجه و معلول و عكس العمل عوامل خارج از انسان است نقل شده است كه بعضى از اشخاص در دورانهاى متأخّر در مقابل اكثريّت قريب به اتّفاق فلاسفه و دانشمندان علوم انسانى گفتهاند : واقعيّاتى جز آنچه كه عوامل خارجى بوجود مى آورند ، در انسان بعنوان استعدادها وجود ندارد . البتّه گمان نمى رود حتّى يك فرد آگاه پيدا شود كه نظريّهء مزبور را از روى دانش و عقيدهء مستند به دانش ابراز نمايد ، با اين كه مى بيند كه يك عامل خارجى كه با درون انسان ارتباط تأثيرى برقرار مى كند ، نتيجه اى غير از عين خودش را بروز مى دهد . آن نتيجه از كجا آمده است گروهى ديگر از آنانكه در علوم انسانى كار ميكنند [١] اگر چه وجود استعداد - هاى موجود در درون آدمى را صريحا انكار نمى كنند ، ولى چنان بىاعتنائى در بارهء آنها از خود نشان مى دهند و چنان آنها را ناديده مى گيرند كه گوئى اصلا هيچ چيزى در درون انسانها بنام استعدادها و بالقوّهها وجود ندارد و براى شناخت آنچه كه انسان از خود بروز مى دهد ، فقط بايد عوامل خارجى و مختصّات و تأثيرات آنها را شناخت و بس . امروزه روانشناسى با عنوان رفتارشناسى ( سلوكشناسى ) كه از حدود واقعگرائى خود ميل به افراط نموده است ، پرچمدار چنين نظريّه ايست . نكته اى را در آغاز اين مبحث يادآور مى شويم . و آن اينست : چنانكه اعتقاد بوجود استعدادهاى درونى در انسان منافاتى با مشاهده و اعتقاد به واقعيّت نمودها و رفتارهاى انسانى و ارتباط عوامل خارجى كه بروز دهندهء آنها مى باشند ندارد ، همچنين ما بين لزوم شناخت رفتارها و نمودهاى عينى انسانى با لزوم شناخت استعدادهاى درون انسانى هيچگونه ناسازگارى وجود ندارد ، بلكه آن دو شناخت چنانكه در
[١] . بقول آقاى استاد ماير كه در سال ١٣٦٢ در مصاحبه با اين جانب اعتراف كردند : فلاسفه و متخصّصان علوم انسانى امروز در اروپا كارمندان فلسفه و علوم هستند .