ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٨ - قسمت دوم - استعدادهاى موجوده در نهاد انسانى كه بوسيلهء عوامل و انگيزههاى خارجى به فعليّت مى رسند
ذهن امكانپذير است نه در عالم خارج از ذهن ، چنانكه جسمى را از دور مى بينيم و مى دانيم كه آن جسم يا سنگ است يا انسانى مثلا . تردّد مزبور در ذهن ما است كه دورى فاصله براى ما بوجود آورده است و امّا آن جسم يا داراى هويّت سنگى متعيّن است و يا داراى هويّت انسانى متعيّن . و موجودى بعنوان يا سنگ و يا انسان در جهان عينى امكانپذير نمى باشد . اين قاعده اگر هم از قواعد بديهى نباشد ، از آن قواعد بالضّروره راست است كه بدون هيچ استثنائى فراگير عالم وجود است و هيچ فلسفه و دانشى نمى تواند آن را ناديده بگيرد . از طرف ديگر مفهوم كلَّى كه در منطق و از بعضى جهات در فلسفه مورد بحث و تحقيق قرار مى گيرد ، با قيد كلَّيّت يكى از محصولات فعّاليّت - هاى ذهنى است كه تحقّق عينى در جهان خارج از ذهن ندارد . بنا بر اين اگر در درون انسانها استعدادهاى متعيّنى وجود نداشته باشد ، يا بايد رفتارها و منشها و نمودهائى را كه از انسانها بروز مى نمايند به هويّتهاى غير متعيّن نسبت بدهيم و اين امريست محال ، زيرا چنانكه گفتيم : هويّت غير متعيّن در عالم وجود عينى امكان ناپذير است . و يا بايد آن مورد را به مفاهيم كلَّى در درون انسانها مستند بسازيم ، اين هم صحيح نيست ، زيرا مفاهيم كلَّى با قيد كلَّيّت ساخته شدهء ذهن است و با قطع نظر از ذهن وجود ندارد [١] . پس بروز رفتارها و منشها به كدامين واقعيّت مستند مى باشند هيچ راهى نيست جز اين كه بگوئيم : در درون انسانها واقعيّتهائى وجود دارند كه در ارتباط با عوامل خارجى منشأ بروز منشها و رفتارها و ديگر نمودهاى قابل مشاهده مى باشند .
[١] . كلَّى طبيعى همان كلَّى منطقى است كه تشابه عينى افرادش در كلَّى منطقى و عقلى جدا كرده است ، و الَّا كلَّى با داشتن مفهوم كلَّيّت وجود عينى نمى تواند داشته باشد .