ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - قسمت دوم - استعدادهاى موجوده در نهاد انسانى كه بوسيلهء عوامل و انگيزههاى خارجى به فعليّت مى رسند
مباحث آينده خواهيم ديد مكمّل يكديگر مى باشند ، بنا بر اين ، چنانكه اهمّيّت دادن به استعدادها فقط و ناديده گرفتن رفتارها و عوامل خارجى موجب اختلال معرفت در بارهء انسان ميباشد ، همچنان اهمّيّت دادن به رفتارها و عوامل خارجى و ناديده گرفتن استعدادهاى درونى نيز موجب نقص فاحش معرفت در بارهء انسان خواهد بود .
اينك به بيان برخى از دلائل وجود استعدادهاى درونى مى پردازيم
اينك به بيان برخى از دلائل وجود استعدادهاى درونى مى پردازيم :
١ - نفى استعدادهاى درونى به انكار هويّتهاى متعيّن در واقعيّتها منتهى مى گردد .
١ - نفى استعدادهاى درونى به انكار هويّتهاى متعيّن در واقعيّتها منتهى مى گردد .
چنانكه در اوائل اين مبحث اشاره نموديم ، احتمال نمى رود كه حتّى يك فرد عاقل پيدا شود و بگويد : در درون انسان هيچ نهاد و استعداد و بالقوّه و امكانى وجود ندارد ، زيرا همه اين پديده را مى بينند كه ورود عوامل خارجى به درون و تأثير آنها در قلمرو درون ، مانند افتادن سنگ به گل كه فقط مقدارى گودى در گل ايجاد مى كند ، نيست يا مانند افتادن سنگ بيك كاسهء مس كه تموّجاتى از صدا را ايجاد مى كند و بس ، نمى باشد .
اگر در درون تخم مرغ ذرّاتى وجود نداشته باشد كه با قرار گرفتن تخم مرغ در ارتباط با حرارت معيّن مبدّل به جوجه شود ، جوجه اى وجود نخواهد داشت . از طرف ديگر عوامل مشترك طبيعت مانند آب و اشعّهء خورشيد و موادّ زمينى بر انواع بىشمار درختان و گلها و نباتات مى رسد ، آنچه كه موجب تنوّع آنها است استعدادهاى متعيّن بذرها و اصول آن رويندهها است .
اين قاعدهء عمومى در همهء فلسفهها و دانشها جريان دارد كه هر چيزى كه موجود شود ، هويّتى متعيّن براى خود دارد اگر چه آن هويّت متعيّن بيش از يك ميليونيم لحظه در اين دنيا دوام نداشته باشد ، مانند مزون هايپرون بالاخره هر چه باشد ، اگر واقعيّتى دارد و وارد صحنهء وجود شده است ، حتما و جبرا داراى هويّتى متعيّن است [١] تردّد در هويّت متعيّن يك موجود واقعى فقط در
[١] . حتّى با يك نظر دقيقتر گفته مى شود : الشّىء ما لم يتشخّص لم يوجد ( شيء مادامى كه تشخّص پيدا نكند موجود نمى شود . البتّه نظريّهء ديگرى وجود دارد كه تشخّص و وجود را همزمان در تحقّق عينى ، ولى در رتبه تشخّص را مؤخّر از وجود ميداند .