فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٣٣ - رأى شيخ اشراق و كلام مصنف(ره)
الوجود و انّه عنه و عالم بانّ هذه العالميّة يفيض عنها الوجود على التّرتيب
الّذى يعقله خيرا و نظاما انتهى.
ترجمه: و اگر علمش بواسطه صور ارتسامى در بعضى و حضورى در برخى ديگر
همچون عقل اوّل بوده باشد اينقول را ثاليس ملطى قصد و اختيار نموده زيرا مذهب و
مسلك وى آنستكه حقتعالى نسبت بعقل علم حضوى داشته و باشياء ديگر
بواسطه ارتسام صور آنها در عقل علم دارد.
و در اينجا از بيان شعب و فروع قول بانفصال علم بارى فارغ شده و اكنون به
ذكر شعب قول باتّصال آن پرداخته و مىگوئيم:
امّا علمى كه به انفصالش رأى داده نشده خالى نيست از اينكه يا غير ذات و
زائد بر آن بوده منتهى زائد متّصل مىباشد يا چنين نيست پس اوّل همانست كه با
قول خود بآن اشاره نموديم:
اگر علم غير ذات باشد در حاليكه مرتسم در آن فرض گردد پس علمش
حصولى بوده و اينقول بدون شائبه كذبى از آن انكسيمايس ملطى و شيخ ابى على و
ابى نصر فارابى مىباشد، شيخ الرّئيس مىگويد:
معناى معقول گاهى از شيئ موجود اخذ شده چنانچه از فلك بواسطه رصد و
حسّ صورت معقولهاش را اخذ مىكنيم و زمانى صورت معقوله از موجود اخذ نشده
بلكه بعكس است چنانچه ما صورت بنائى را كه اختراع نموده ابتداء تعقّل مىكنيم
سپس اينصورت اعضاء ما را بحركت مىآورد تا آنرا ايجاد كنيم پس اينطور نيست
كه موجود باشد و پس از آن تعقّلش كنيم بلكه ابتداء تعقّل شده و پس از آن يافت
گرديده و نسبت كلّ به عقل اوّل كه واجب الوجود است همينطور است زيرا عقل
اوّل ذات خود و آنچه ذات ايجابش را دارد تعقّل مىكند و از ناحيه ذاتش به كيفيّت
بودن خير در تمام آگاهى پيدا مىكند پس به تبعيّت صورت معقوله، صور موجودات
برطبق نظامى كه نزد آن معقول و متصور است تحقّق پيدا مىكند نه بنحو تبعيّت پرتو از
جسم درخشان يا گرم نمودن نسبت به جسم حارّ بلكه او بكيفيّت نظام خير در وجود
و اينكه خير از وجود است آگاه مىباشد و نيز مىداند كه اين عالميّت سبب افاضه