فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٧٥
مجرٍّده است ممكن باشد بلكه موجود گردد و حال آنكه هم ممكن است و هم موجود
و وقتى نفس كه در جنب عقل ممكن اخسًّ مىباشد موجود باشد اين خود دليل
بارزى است بر وجود ممكن اشرف كه عقل باشد. مرحوم مصنًّف مىفرمايد:
اين بيان شارح كتاب دليل است كه به نفس و عقل از حيث نوع و ماهيًّت
با هم متًّحد و متًّفق هستند تنها اختلافشان نقص و كمال است چنانچه اين معنا را از
عبارت شيخ اشراق نيز مىتوان استفاده كرد چنانچه قبلا گفتيم.
ديگر از امورى كه بر قاعده مزبور متفرع مىشود اين است كه طبق اين
قاعده هر حكمى و هر امرى كه اثباتش براى فرد صحيح باشد قطعا براى طبيعت
موجوده در ضمن آن نيز صحيح است چنانچه هر چه بر طبيعت ممتنع باشد بر افراد
نيز ممتنع است و در نتيجه مىگوئيم چون امكان وقوعى بر نفس صحيح است لاجرم بر
كلٍّى جواهر مجرٍّده مىبايست صحيح باشد و وقتى براى كلٍّى و طبيعى بما هى
طبيعت ثابت بود براى عقل نيز ثابت است چون عقل همانطورى كه گفتيم يكى از
افراد همين طبيعت است. و اين عبارت دليل دوًّمى است كه مرحوم مصنًّف علاوه بر
دليل شارح مزبور بر اثبات امكان وقوعى عقل از طريق قاعده منظور اقامه فرموده.
پايان جزء سومًّ از كتاب فصول الحكمة ترجمه و شرح فارسى بر مبحث الهيًّات
منظومه و شرح آن تأليف سيًّد محمًّد جواد ذهنى تهرانى كه در روز جمعه بيست
و دوًّم ماه صفر المظفًّر سنه يكهزار و چهارصد و هشت هجرى قمرى
صورت اتمام پذيرفت و از كلٍّيٍّه حضرات اهل علم و دانشپژوهان
متمنًّى است كه اگر در اثناء مطالعه بغلطى كه نشانه بىمايگى و
كماطًّلاعى مؤلًّف است برخورد نمودند بقلم لطف اصلاح
نموده و ناديده انگارند، توفيق همگان را از خداوند منًّان
خواستارم الحمد للًّه اوًّلا و آخرا، باطنا و ظاهرا و صلًّى اللًّه
على محمًّد و آله الطًّاهرين