فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠٢ - فصل ارتباط حادث با قديم
حادثى است كه بين مبدء و منتهى وسط قرار گرفته است.
شرح عربى: كما بثابت، قديم بالزّمان كالعقل او قديم بالذّات و هو الواجب الوجود
الّذى ينتهى اليه سلسلة الحاجات، ثباتها، اى ثبات الحركة ارتبط.
كان لحادث، من الحوادث الكونيّة، حدوثها وسط.
و اذا نقل الكلام الى حدوث كلّ قطعة قطعة اذ لا بدّ لكلّ حادث
من محدث فيعود حديث التّخلّف يجاب بانّ الحدوث و التّجدّد ذاتى
للحركة و الذّاتى لا يعلّل.
فالجاعل جعل الحركة لا انّه جعل الحركة حركة اذ قد مرّ انّ الجعل
التّركيبى فيما بين الشّيئ و ذاته او ذاتيّاته باطل.
ترجمه: همانطورى كه به ثابت قديم زمانى همچون عقل يا قديم ذاتى يعنى
واجب الوجودى كه سلسله حاجات بآن منتهى مىشود ثبات حركت مرتبط است
عينا حدوث حادثى از حوادث كونيّه در وسط مىباشد و وقتى كلام منتقل گرديد به
حدوث هر قطعه قطعه چه آنكه براى هر حادثى محدثى لازمست لاجرم حديث
تخلّف عود مىكند.
و از آن جواب داده و مىگوئيم:
حدوث و تجدّد براى حركت ذاتى بوده و ذاتى محتاج به علّت نيست، پس
جاعل حركت را جعل نموده نه آنكه حركت را حركت قرار داده چه آنكه قبلا
گذشت و گفتيم جعل تركيبى در بين شيئ و ذات يا ذاتيّاتش باطل است.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و اذا نقل الكلام: گفته شد كه هر قطعهاى از حركت علّت حدوث
حادثى بوده و حادث به آن منتسب است زيرا هر حادثى را محدثى لازم است اينك
سؤال قبلى پيش مىآيد و آن اين است كه علّت حدوث اين قطعه چيست اگر
حقتعالى و مبدء ازلى باشد باز اشكال تخلّف مسبب از سبب پيش مىآيد و اگر