فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٦٤ - فصل تأكيد مصنف(ره) در اينكه غرض از ايجاد ذات حقتعالى است
تجزيه و تركيب
لو: حرف شرط و جمله « كان الالتذاذ فينا شاعرا لذاته» شرطيّه و جمله
« كان مصدرا للفعل» جواب آن است.
بل: عاطفه بمعناى ترقّى.
يفعل: فعل و « التذاذ » فاعل آن است.
اذ: بمعناى تعليل.
غائيّة: صفت براى موصوف مقدّر يعنى « علّة غائيّة»، مبتداء و « معطيّة
الفاعل» خبر آن است.
فاعليّة: تميز است از غائيّة.
فاء: تفريع.
كلّ: تنوين آن عوض از مضافاليه است و تقدير « كلّ فاعل» است،
مبتداء وجمله « الغائى فيه كانا» كه جمله فعليّه است به تقديم فاعل
بر فعل از باب ضرورت خبر آن است و « الف » در « كانا » ، الف
الحاقى است.
ريّان: مبتداء و جمله « ابتغى ريّانا» خبر.
ذهنا: تميز از مبتداء است.
ترجمه: التذاذى كه در ما است اگر علمش بذات لذاته باشد مصدر فعل قرار
مىگيرد.
بلكه بايد گفت التذاد خود فاعل است چه آنكه علّت غائى در هر فعلى
همانا معطى بودن و موجديّت فاعل است در نتيجه هر فاعلى علّت غائى در او است
پس عطشان در ذهن « علّت غائى» طالب عطشان در خارج است.
شرح عربى: و ايضا: لو كان الالتذاذ، الّذى، فينا شاعرا، بذاته، لذاته، اى
لاجل ذاته، للفعل، متعلّق بقولنا، كان مصدرا، و هذا ايضا ذكره فى
التّعليقات بقوله: و نحن انّما نريد الشّيئ لاجل شهوة او لذة لا لاجل