فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥٨ - اراده در حقتعالى
٢- آنكه مدرك و معلومش از اشرف معلومات عالمين است زيرا چنانچه
گفته شد عالم بذات بوده و علمش بذاتش حضورى است و اين نعمت علم از ماسوى
منقطع و از داشتنش محروم هستند و پرواضح است كه ذات اقدسش از پربهاءترين
و جميلترين موجودات است بنحوى كه براى بهاء و جمالش حدّى نيست و چون
عشق و محبّت، نفرت و كراهت رضا و غضب از اوصاف و حالاتى است كه بر علم
و ادراك مترتّب مىشوند چه آنكه ادراك ملائمات با طبع حالت رضا و حب در
نفس ايجاد نموده و لمس ناملايمات سبب حصول نفرت و كراهت و چه بسا غضب
مىشود و هرچه بر شدّت ملائمت و نقيضش افزوده شود حالت ظرايه نيز شدّت
مىيابد لاجرم وقتى مردك و معلوم در كمال جمال و تمام بهاء و از آنطرف علم نيز
در حدّ اعلى بود بحيث لا يتصوّر فوقه مرتبه و مرحله ادراك بنحو اتمّ واقع شده
در نتيجه ابتهاج و شوق بغايت قصوى رسيده كه فوق او غير قابل تصوّر است لذا در
حقّ باريتعالى مىگوئيم از درك ذاتش مبتهج و بر ذاتش عاشق است بنهج اقوى و
بنحو تمام و كمال.
متن: « ٤٧٨، ٤٧٧، ٤٧٦ »
|
مبتهج بما يصير مصدره |
من حيث انّه يكون اثره |
|
|
كرابط لا شيئ باستقلاله |
ليس له حكم على حياله |
|
|
رضاؤه بالذّات بالفعل رضا |
و ذا الرّضا ارادة لمن قضى |