فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٤٠ - فصل تكلم حقتعالى
لفظى هستند متّحد مىشود و دلالت غير لفظى همچون دلالت لفظى واجد آنچه كه
در ابراز معنا دخيل است مىباشد و اگر هم احيانا در دلالت لفظى امرى يا شيئ
باشد كه دلالت غير لفظى فاقد آن باشد همچون صورت اين امر دخلى در دلالت و
اظهار معنا نداشته مگر به حسب اتّفاق و ندرت و از اين طرف اين سنخ دلالت نيز بر
دلالت لفظى مزيّتى ندارد تنها امرى كه در اينها است و دلالت لفظى واجد آن
نيست اين است كه دلالت اينها ذاتى است نه عرضى و به واسطه وضع اهل محاوره
چنانچه در دلالت لفظى اينطور است و اين امر نيز مرجّح و مزيّتى نيست بلكه مؤكّد
دلالت است، همان دلالتى را كه الفاظ بكمك وضع و قرارداد اهل محاوره بدنبال
دارند.
و نتيجتا مىگوئيم: تمام انحاء دلالت اعمّ از لفظى يا غير لفظى پرده از
مدلولات الهيّه كه صفات جمال و جلال باشد برمىدارند و مقصود از صفات جمال
صفات ثبوتيّه است همچون علم، قدرت، حيات، اراده، تكلّم و امثال اينها و از
صفات جلال صفات سلبيّه است نظير جهل، عجز، عدم، جبر و مانند اينها.
متن: « ٤٦٥، ٤٦٤ »
|
و كلّ جزئىّ من الاسماء وضع |
وضعا الهيّا لمعنى ما صنع |
|
|
اذ عرض الدّلالة العرضيّة |
تزول لا الذّاتيّة الطّوليّة |