فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠٩ - آراء در تعريف قدرت و لوازم تعريفات
ذات و چه از حيث صفات ذات پس تفسير قدرت را كه از صفات ذات است
بامكان نشايد.
و لازمه اختيار تعريف دوّم اين است كه در قدرت مشيّت نيز معتبر است
چنانچه مصنّف « ره » به آن در بيتى كه قبلا گذشت تصريح نمود يعنى قوله: للقدرة
انم قوّة فعليّة الخ.
تفريع و نتيجه
در نتيجه بايد بگوئيم حقتعالى فاعل موجب « بكسر جيم» است يعنى فاعلى
است كه بعد از قدرت و اختيار صدور فعل از او واجب مىشود و اين با كلامى كه
از حكماء شايع و رائج است بلكه عين آن است زيرا ايشان گفتهاند: الشّيئ ما لم
يجب لم يوجد.
و نيز بايد بگوئيم حضرتش فاعل موجب « بفتح جيم» نيست يعنى فاعلى
كه صدور از فعل از او واجب باشد بدون داشتن قدرت يا بعد از داشتن قدرت ولى قبل
از تحقق اختيار همچون افراد مضطر كه بدون اختيار و ميل فعلى را انجام مىدهند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايد:
اين مصراع يعنى « فالحقّ موجب و ليس موجبا» گله و شكايت از كسانى
است كه به حكماء بهتان زده و گفته ايشان خداوند را فاعل موجب « بفتح جيم» به
معنائى كه در بالا ذكر شد مىدانند غافل از اينكه ايشان حقتعالى را فاعل موجب
« به كسر جيم» مىدانند و گويا قائل در اين نسبت كلمه را تحريف نموده و كسره
را به فتحه تبديل نموده است و چگونه مىتوان اين اعتقاد را به ايشان نسبت داد با
اينكه اعتقادشان اين است كه باريتعالى عين علم و اراده و اختيار است و هرگز
فاعليّت او را همچون فاعليّت شمس براى اشراق يا فاعليّت نار جهت احراق ندانند
چه آنكه اين دو فاعل بلا اختيار و موجب « بفتح » هستند.
مؤلّف گويد:
عينيّت حضرتش با علم صحيح است ولى با اراده از نظر منطق روايات اهل
بيت عليهم السّلام تمام نيست چنانچه شرح آن در جلد اوّل گذشت.