فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠٧ - فصل در بيان قدرت حقتعالى
الشّيي ما لم يجب لم يوجد يعنى شيئ تا ماداميكه واجب و لازم نگردد
وجود بخود نمىگيرد
سپس مىفرمايد:
حقتعالى فاعل موجب « بفتح جيم» نمىباشد يعنى فاعلى نيست كه فعلش
در قدرت و اختيارش نباشد همچون شخص مضطر اين عبارت تعريض و كنايه است
بكسانيكه به حكماء نسبت دادهاند كه ايشان بر خداوند اطلاق « موجب » بهمين
معنائى كه ذكر شد مىنمايند، نسبتدهنده كلمه را از مكان خودش تحريف نموده
زيرا حضرات حكماء بر خداوند موجب « بكسر جيم» را اطلاق مىنمايند در حاليكه
نسبتدهنده آنرا تحريف و با فتح جيم پنداشته
چگونه شخص حكيم خداوند را فاعل موجب « بفتح جيم» بداند و حال آنكه او نزد
ايشان عين علم و اراده و اختيار است و معهذا چطور مىشود كه فاعليّتش را همچون
فاعليّت شمس براى اشراق يا نار براى احراق بدانند.
شرح فارسى:
توضيح
محصّل فرموده مصنّف « ره » در اين فصل سه امر است به اين شرح:
١- قادر بودن حقتعالى و دليل بر اثبات آن.
٢- آراء در تعريف قدرت و لوازم تعريفات.
٣- تفريع و نتيجه بحث.
اثبات قدرت
دليل بر قادريّت باريتعالى اين است كه حقتعالى نور است و هر نورى
مفيض است پس حضرتش قادر است امّا دليل بر اثبات صغرى قبلا بطور مشروح
گذشت.
امّا دليل بر كبرى اين است كه افاضه لازمه لا ينفك نور است يعنى لازمه
ماهيّت آن مىباشد چه آنكه ممكن نيست نور بدون افاضه باشد بلكه عدم افاضه نور
مساوق با عدم آن است.