فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠٦ - فصل در بيان قدرت حقتعالى
تعالى بهذا المعنى بانّه حرّف الكلمة عن موضعها فانّهم اطلقوا الموجب
بالكسر و قد حرّف الى الفتح كيف و هو تعالى عندهم عين العلم و
الأرادة و الاختيار فكيف يعتقدون انّ فاعليّته كفا عليّة الشّمس
للاشراق او النّار للاحراق.
ترجمه:
فصل در بيان قدرت حقتعالى
نور بودن حقتعالى خود دلالت بر قدرتش مىكند زيرا فيّاضيّت لازمه نور بوده
و اين نور عين مشيّت و شعور است و در دنباله « و لا يلزمنّها حدوث ما انفعل»
مىفرمايد:
مقصود از « حدوث » حدوث زمانى در مقدورى است كه قابل اثر باشد ولى
متكلّمين در اين معنا مخالفت كرده و در مفهوم قدرت انفكاك متعلّقش از ذات را
در وقتى از اوقات اعتبار كردهاند.
ايشان در تعريف قدرت حقتعالى گفتهاند:
اين تعريف از نظر ما باطلست، زيرا صحّت همان امكان بوده و واجب
الوجود بالذّات من جميع الجهات واجب است بنابراين رأى صحيح و قول صواب در
تعريف آن اينستكه بگوئيم:
قدرت بودن فاعل است بطورى كه اگر بخواهد فعل را انجام داده و اگر
نخواهد آنرا ترك كند چنانچه در شعر گفتهايم: لكنّ بالفعل الشّعور وجبا الخ.
يعنى شعور بفعل واجب و لازم است و لازمه آن مشيّتى است كه سابقا با
اين عبارت:
|
للقدرة انم قوّة فعليّة |
ان قارنت بالعلم و المشيّة |