فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧٤ - قدح در مقاله شيخ اشراق و جواب از آن
ترجمه و شرح فارسى:
قدح در مقاله شيخ اشراق و جواب از آن
گفته شد كه شيخ اشراق و تابعين او علم حقتعالى را فعل او دانسته و اضافه
ذات بفعل را اضافه اشراقيّه گفتهاند به اين مقاله اشكالاتى كردهاند كه هيچكدام
از نظر مرحوم مصنّف وارد نيست لذا تمام را جواب مىدهند.
امّا اشكالات:
١- اگر علم نفس اضافه اشرافيّه باشد بديهى است كه مقدّم بر معلوم
نمىشود زيرا چنانچه قبلا تشريح شد در اضافه اشراقيّه طرف نيست بلكه نفس
اضافه طرف نيز محسوب مىشود و حال آنكه علم بر معلوم بايد مقدّم باشد.
٢- اگر علم نفس اضافه اشراقيّه به اشياء حادثه باشد لازمهاش اين است
كه قبل از حدوث آنها ضافه نباشد به اين معنا كه علم منتفى باشد پس علم
حقتعالى دائر مدار وجود اشياء مىشود و قبل از وجود نعوذ باللّه بجاى علم جهل
مىباشد.
٣- اضافه بتغيّر مضافاليه متغيّر مىشود حال اگر علم حضرتش نفس
اضافه باشد به مقتضاى تغيّر حوادث علم او نيز بايد متغيّر شود.
مرحوم مصنّف در بيت اوّل از دو بيتى كه عنقريب مسطور شد اشاره بجواب
از اين اشكالات نموده و در شرح آن را به عبارت واضحتر و مفصلتر بيان مىنمايد و
حاصل فرمودهاش اين است:
امّا جواب از اشكال اوّل:
معلومات حقتعالى كه وجود اشياء و افعال حضرتش باشند از نظر شيخ اشراق
داراى دو لحاظ و دو اعتبار هستند:
١- اعتبار و لحاظ اينكه نفس وجودشان علم مىباشد.
٢- اعتبار اينكه مضافاليه و معلوم هستند.
البتّه به اعتبار دوّم مقدّم نيستند و نبايد هم باشند چون در اين ملاحظه به
اعبتار معلوم منظور نظر هستند ولى همين موجودات باعتبار اينكه علم هستند مقدّم
مىباشند پس حاصل جواب از اشكال اوّل اين مىشود: