فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧٥ - مناط شرف و كمال در حقتعالى
موجودات باعتبار اينكه علم حقتعالى هستند بر خودشان مقدّم مىباشند
در صورتى كه بلحاظ معلوم لحاظ گردند پس توهّم نشود كه بنابه عقيده شيخ اشراق
علم بر معلوم مقدّم نمىشود:
و امّا جواب از اشكال دوّم: گفته شد علم عين ذات باريتعالى است پس در
صورت معدوم بودن موجودات ذات كه همان علم باشد معدوم نيست و بعبارت ديگر
معدوم صفت معلوم است نه صفت علم چنانچه جواب از اشكال سوّم نيز به همين
بيان داده مىشود يعنى مىگوئيم تغيّر در وجود معلومات باعتبار معلوم بوده است نه به
ملاحظه اينكه علم حقّ مىباشند پس حاصل جواب از سه اشكال مزبور بيك بيان
است و آن اين است كه صفت تأخّر و تغيّر و معدوم بودن اگرچه در موجودات و
افعال حقّ مىباشد ولى اين صفات در موجودات باعتبار اينكه معلوم او هستند وجود
دارد امّا باعتبار اينكه علم حضرتش مىباشند هيچكدام از اين صفات در آنها
نيست.
و سپس فرموده: پس هيچكدام از اين امور اشكال بر شيخ اشراق نبوده
بلكه اشكال اساسى و بدون جواب آن است كه سابقا بر ايشان ايراد كرديم و آن اين
بود كه ايشان علم ذاتى را اجمالى مىداند و به همين مقدار اكتفاء نموده و حال
آنكه به بيانى كه قبلا گذشت علم ذاتى حضرتش تفصيلى و در عين حال اجمالى
است يعنى كثرت در عين وحدت و تفصيل در عين اجمال است و اين بيان كجا و
بيان شيخ اشراق كجا و بينهما بون المشرقين.
مناط شرف و كمال در حقتعالى
مناط شرف و كمال در حقتعالى اين است كه علم بذات داشته و علمش
عين ذاتش است و در اين علم انكشاف اشياء و حضور انها منطوى است نه اينكه
چون وجود آنها طرف اضافه علمش واقع شده است پس از قبل اضافه كمالى براى
حضرتش مىباشد.
قوله: حضور النّحو الأعلى الخ: الف و لام « النّحو » براى عهد ذكرى و اشاره
است بحضور موجودات در علم حضرتش به طريق بساطت و وحدت كه اتّحاد ذات با