فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٦ - فصل آراء متكلمين در صفات حقتعالى
فجمعوا بين زيادة الصّفات الحقيقيّة و حدوثها و لا يرضى به فطره
العقل.
ثمّ اشرنا الى تزييف هذا المذهب بقولنا: ما واجب وجوده بذاته،
فواجب الوجود من، جميع، جهاته، فكما انّه واجب الوجود كذلك
واجب العلم و القدرة و الارادة و نحوها و ليس هذا تزييفا لمذهب
الاشعرى اذ هو ايضا يقول صفاته واجبة لذاته لقوله بقدمها فهذه
القاعدة اعنى قولنا واجب الوجود بالذّات واجب الوجود من جميع
الجهات اعمّ من العينيّة.
ترجمه: و نغمه حدوث صفات حقيقيّة را در طنبور معرفت صفات كسيكه بآن قائل
شده و در نتيجه به زيادى صفات بر ذات معتقد گرديده دميده و بدين ترتيب از فطرت
عقلانى انسانى خارج شده است.
اين تعبير تعيير و سرزنش است بر طائفه كراميّه كه وقاحت و فظاعت را
بمرحله زيادى رسانده پس بين زيادى صفات حقيقيّه بر ذات و حدوث آنها جمع
كردهاند در حاليكه فطرت عقل بآن راضى نيست.
سپس به تضعيف و فساد اين مذهب پرداخته و گفتهايم:
ذاتى كه واجب الوجود بالذّات است پس از جميع جهات اين وجوب وجود
برايش مىباشد، پس همانطورى كه واجب الوجود بوده واجب العلم و واجب القدرة
و واجب الاراده و امثال آن نيز مىباشد.
معلوم باشد كه اين بيان و تقرير در تزييف مذهب اشعرى نيست زيرا وى
قائل است كه صفات حقتعالى براى ذاتش واجب مىباشند چه آنكه اين گروه به
قديم بودن صفات معتقدند، بنابراين قاعده مذكور يعنى اينكه گفتيم:
واجب الوجود بالذّات واجب الوجود از جميع جهات نيز هست از عينيّت
صفات با ذات اعمّ مىباشد يعنى ممكنست كسى به عينيّت قائل نباشد ولى قاعده
را قبول داشته باشد چنانچه اشاعره چنين هستند.