فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٣ - شرح لفظى واجب تعالى
اثبات صانع
قبلا در بخش منطق گذشت كه شخص وقتى در مقام استعلام چيزى باشد
لازم است اوّل شرح لفظى آن چيز را در نظر گيرد و به كلمه (ماء شارحه) توضيح
لفظ و شرح اسم را استفسار كند پس از آن با « هل » بسيطه از اصل وجود آن شيئ
سئوال نمايد كه آيا مطلوب موجود است يا معدوم.
لذا مرحوم مصنّف در اينجا طبق اين قاعده ابتدا بشرح لفظ حقّ تبارك و
تعالى پرداخته پس از آن از اصل وجود و اثبات آن سخن رانده است.
البتّه ناگفته نماند كه اين فريده چنانچه گفته شد اصالتا براى همين دو
جهت طرح شده ولى چون تناسب (استطراد) اقتضاء نموده و مرحوم مصنّف شطرى
نيز در صفات حضرتش تقرير و بيان نموده و بحث تفصيلى و اصلى از آن را در فريده
دوم متعرّض شده است.
شرح لفظى واجب تعالى
در شرح اسم حقتعالى مىفرمايد:
وجودى كه داراى دو خصوصيّت ذيل باشد واجب و حق تعالى است:
١- آنكه ذاتش قائم بذات و نفسش باشد.
٢- آنكه قيام ذات بذات بعلّت ذات و نفسش باشد نه بامر ديگر.
قبل از تجزيه و تحليل تعريف فوق لازم است دو نكته بعنوان مقدّمه ذكر
شود:
مقدّمه اوّل
كلمه « حيثيّت » در لسان حكماء به پنج معنا اطلاق مىشود:
١- حيثيّت انضمامى: و آن در جائى استعمال مىشود كه موضوع حكم
بلحاظ انضمامش به او ديگر موضوع واقع شود چنانچه گويند: ده نفر مجتمعا