عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٥ - ١٥- در بارگاه يزيد
برخاست و خداوند به نفع پدرم بر ضدّ پدر او داورى كرد (و پيروزش نمود)؛ اما اين گفته حسين عليه السلام كه مادرش از مادر يزيد بهتر است، به جانم سوگند! درست گفته است و فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله از مادرم بهتر است؛ و امّا جدّش را بهتر از جدّم دانسته، آرى؛ هر كس كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، نمىتواند ادّعا كند كه از محمّد صلى الله عليه و آله بهتر است. ولى اينكه خودش را بهتر از من دانسته، بايد گفت مثل اينكه او اين آيه را نخوانده كه: «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ ...». [١]
البته شكّى نيست كه يزيد به اين مسأله نيز ايمان نداشت، همانگونه كه از سخنان گذشته او معلوم شد و هدفش رياكارى و مغالطه و گرفتن نتيجه نهايى بوده است.
به هر حال، يزيد مىخواست پيروزى ظاهرى خود بر امام حسين عليه السلام را علامت حقانيّت و درستى راه خود بداند و نتيجه استدلالش اين است كه تمام جنايتكارانى كه در طول تاريخ به قدرت رسيدند، همچون فرعونها، نمرودها، حجاجها، هيتلرها و ...
همه محبوب درگاه خدايند!!
پس از گفتگوهاى ديگرى ميان امام چهارم و يزيد، آن حضرت در پاسخ به يزيد گفت: «اى پسر معاويه و هند! هميشه نبوّت و فرمانروايى- پيش از تولّد تو- براى پدران و اجداد من بوده است و جدّم على عليه السلام در روز بدر و احد و احزاب (در كنار رسول خدا بود و) پرچم رسول خدا در دستش قرار داشت، در حالى كه پدرت (معاويه) و جدّت (ابوسفيان) پرچمهاى كفّار در دستشان بود!».
آنگاه امام على بن الحسين عليهما السلام اين اشعار را خواند:
|
ماذا تَقُولُونَ إِذْ قالَ النَّبِىُّ لَكُمْ |
ماذا فَعَلْتُمْ وَأَنْتُمْ آخِرُ الْامَمِ |
|
|
بِعِتْرَتي وَبِأَهْلي عِنْدَ مُفْتَقَدي |
مِنْهُمْ أُسارى وَمِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمِ |