عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١ - ١٤٠- دفن اجساد پاك
بودند و باد صحرا بر آن بدنهاى پاك مىوزيد. تا آنكه طائفه بنىاسد كه در غاضريه- محلهاى نزديك كربلا- منزل داشتند، پس از تخليه كربلا از سپاه ابن سعد به كربلا آمدند و آن بدنهاى پاك را در خاك و خون مشاهده كردند.
آنان از زن و مرد فريادشان به ناله و شيون بلند شد. وقتى كه مصمم شدند آن بدنهاى پاك را دفن كنند، چون نه سر در بدن داشتند و نه لباسى بر تن، هيچ يك را نمىشناختند. لذا متحير و سرگردان بودند كه چه كنند، ناگاه امام سجاد عليه السلام از سمت صحرا بهسوى آنان آمد و شهدا را به آنها معرفى كرد. و قبل از همه به دفن پيكر پاك امام حسين عليه السلام اقدام فرمود.
او در گوشهاى از كربلا كمى خاك را كنار زد، قبرى ساخته و پرداخته آشكار شد، دستها را زير بدن قرار داد و به تنهايى به داخل قبر برد و فرمود: «با من كسانى هستند كه مرا يارى كنند». چون بدن را در قبر نهاد صورت مباركش را بر گلوى بريده پدرش گذاشت و در حالى كه باران اشك چون ابر بهارى بر گونههايش جارى بود، فرمود:
«طُوبى لِأَرْضٍ تَضَمَّنَتْ جَسَدَكَ الطّاهِرَ، فَإنّ الدُّنْيا بَعْدَك مُظْلِمَةٌ وَالْآخِرَةُ بِنُورِكَ مُشْرِقَةٌ، أَمَّا اللَّيْلُ فَمُسَهَّدٌ وَالْحُزْنُ فَسَرْمَدٌ، أَوْ يَخْتارَ اللَّهُ لِأَهْلِ بَيْتِكَ دارَكَ الَّتي أَنْتَ بِها مُقيمٌ وَعَلَيْكَ مِنّي السَّلامُ يَابْنَ رَسُولِ اللَّه وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ
؛ خوشا به آن زمينى كه پيكر پاك تو را در برگرفته، دنيا پس از تو تاريك شد و آخرت به نور جمال تو روشن گشت. شبها ديگر خواب به سراغم نمىآيد و اندوهم پايانى نخواهد داشت. تا آن زمان كه خداوند اهل بيت تو را به تو ملحق كند و در كنار تو جاى دهد. درود و سلامم بر تو باد اى فرزند رسول خدا و رحمت و بركات خدا بر تو باد».
آنگاه از قبر خارج شد و آن را از خاك پوشاند و با انگشت روى قبر نوشت:
«هذا قَبْرُ الحُسَيْنِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبيطالِب الَّذِي قَتَلُوهُ عَطْشاناً غَريباً
؛ اين قبر حسين بن على عليه السلام است كه او را با لب تشنه و غريب كشتند».
سپس بدن پاك على اكبر عليه السلام پايين پاى حضرت به خاك سپرده شد و بقيه شهدا از