عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - بخش سوم انگيزههاى قيام عاشورا
به مقاصد خويش برسد. هر چند، هر قدر سلطه او قوىتر مىشد، جسارت و عقده گشايىهاى وى نيز، آشكارتر مىگشت؛ ولى با اين حال، همچنان عناوينى همچون «خال المؤمنين»، «صحابى رسول اللَّه» و «كاتب وحى» را يدك مىكشيد، تا آنجا كه در نظر بسيارى از مردم عامى، امام حسين عليه السلام و معاويه هر دو صحابى پيامبر بودند و اختلاف اين دو با يكديگر- به اصطلاح- مربوط به اختلاف در قرائت از دين و درگيرى دو صحابى در نحوه برداشت از قرآن و سنّت بود!
از اين رو، امام حسين عليه السلام در اواخر عمر معاويه، مبارزه خود را به گونهاى علنى آغاز مىكند و با سخنرانى معروفش در سرزمين منا، در جمع گروهى از صحابه و تابعين و فرزندان آنان به افشاگرى عملكرد معاويه مىپردازد و زمينه يك قيام را فراهم مىكند (شرح اين سخنرانى در بخش آينده خواهد آمد).
همچنين نامههايى كه آن حضرت به معاويه مىنويسد و با شجاعت تمام به نكوهش او مىپردازد، [١] همگى از اين حقيقت حكايت دارد كه امام عليه السلام مبارزه خود را آغاز كرده است؛ هر چند بر اساس پايبندى به صلح برادرش امام حسن عليه السلام دست به قيام مسلّحانه نمىزند، ولى روشن است كه امام عليه السلام قيام بزرگى را در نظر دارد و منتظر است پس از معاويه بدان اقدام كند.
امام حسين عليه السلام در پاسخ نامه جمعى از مردم كوفه كه براى همراهى و قيام، اعلام آمادگى كردهاند، نوشت:
«... فَالْصِقُوا بِالْأَرْضِ، وَ أخْفُوا الشَّخْصَ، وَ اكْتُمُوا الْهَوى، وَ احْتَرِسُوا مِنَ الْأَظِنَّاءِ مادامَ ابْنُ هِنْدَ حَيّاً، فَانْ يَحْدُثْ بِهِ حَدَثٌ وَ انَا حَىٌّ يَأْتِكُمْ رَأْيِي
؛ اكنون حركتى انجام ندهيد، و از آشكار شدن، دورى نماييد و خواسته خويش پنهان كنيد و از حركات شك برانگيز- تا زمانى كه فرزند هند (معاويه) زنده است- پرهيز نماييد. اگر او مرد و من زنده بودم، تصميم خود را به شما اعلام خواهم كرد». [٢]
[١]. اين نامه را نيز در بخش چهارم (بخش رويدادها) بخوانيد.
[٢]. انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٦٦.