عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٦ - شگفتىهاى تاريخ!
قيام عبّاسيان و انتقام از بنىاميّه
به شهادت تاريخ، اوّلين جرقّه قيامى كه به «قيام عبّاسيان» شهرت دارد، در سال ١٣٢ ه توسّط گروهى از شيعيان به رهبرى ابومسلم خراسانى در خراسان زده شد.
آنان به قصد انتقام از بنىاميّه كه ننگ فاجعه كربلا را در پرونده سياه خويش داشتند، شوريدند و با شعار
«الرِّضا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله»
پا به ميدان مبارزه گذاشتند، ولى بنىالعبّاس (شاخهاى از بنىهاشم) از غفلت و ناآگاهى مردم در شناختِ مصاديق واقعى اهلبيت، احساساتِ به هيجان آمده شيعيان را به نفع خود مصادره كردند؛ ولى به يقين مؤثّرترين عامل پيروزى آنان در قلع و قمع كردن بنىاميّه، همان شعار خونخواهى امام حسين عليه السلام و شرح مظلوميّت خاندان آن حضرت بوده است. آنان با انتخاب اين شعار، آتش خشم مردم را بر ضدّ بنىاميّه برافروختند و سرانجام بساط حكومت ننگين بنىاميّه را برچيدند.
به نقل «ابن ابىالحديد» هنگامى كه سر بريده مروان آخرين خليفه اموى را نزد «ابوالعبّاس سفّاح»- نخستين خليفه عبّاسى- آوردند «ابوالعبّاس» سجدهاى طولانى به جا آورد و آنگاه سر از سجده برداشت و خطاب به سر بريده «مروان» گفت:
«خدا را سپاس مىگويم كه انتقام مرا از تو و قبيلهات گرفت و مرا بر تو پيروز كرد».
آنگاه افزود: «اينك ديگر باكى از مرگ ندارم زيرا من با كشتن دو هزار تن از بنىاميّه، انتقام خون حسين عليه السلام را گرفتم». [١]
شگفتىهاى تاريخ!
در تاريخ زندگى بنىاميّه و بنىعبّاس مىخوانيم:
«هنگامى كه «عبداللَّه سفّاح» نخستين خليفه عباسى بر تخت قدرت نشست، در
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، ج ٧، ص ١٣٠؛ همچنين مراجعه شود به: مروج الذهب، ج ٣، ص ٢٥٧.