عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٥ - ١١- عجيبتر از ماجراى اصحاب كهف و رقيم
آويختند. [١]
به يقين افرادى مانند عبداللَّه بن عفيف در تاريخ كماند، پيرمردى نابينا كه تاب و توان خود را در جنگ با دشمنان اسلام و اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله از دست داده، اين چنين با گفتار و عمل خود، جانانه از حق دفاع مىكند و جان خود را بر سر اين كار مىگذارد و خوشحال است كه به آرزوى ديرينهاش- همان شهادت در راه خدا- رسيده است.
اينان، ستارگان فروزانى هستند كه در ظلمتكده حكومت دژخيمان تاريخ مىدرخشند و درس شهامت و آزادگى و ايمان به وعدههاى الهى را به همگان- مخصوصاً جوانان- مىآموزند.
١١- عجيبتر از ماجراى اصحاب كهف و رقيم
شيخ مفيد در ارشاد نقل مىكند كه، عبيداللَّه بن زياد دستور داد سر مقدّس امام حسين عليه السلام را ميان همه كوچهها و قبيلههاى كوفه بگردانند؛ به گمان خود از همه زهر چشم بگيرد. زيد بن ارقم كه شاهد اين ماجرا بود، نقل مىكند من در غرفهام نشسته بودم كه سر امام حسين عليه السلام را در حالى كه بر فراز نيزه بود از كنارم عبور دادند. وقتى كه آن سر مقدس در برابر من قرار گرفت، شنيدم اين آيه را مىخواند: « «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً»؛ آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟» [٢] با شنيدن اين آيه موى بر بدنم راست شد و (لرزيدم) و گفتم:
«رَأْسُكَ وَاللَّهِ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! أَعْجَبُ وَأَعْجَبُ
؛ اى پسر رسول خدا! ماجراى سر تو بسيار شگفتانگيزتر و عجيبتر (از ماجراى اصحاب كهف و رقيم) است!». [٣]
[١]. ملهوف (لهوف)، ص ٢٠٣- ٢٠٧ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١١٩- ١٢١.
[٢]. كهف، آيه ٩.
[٣]. ارشاد مفيد، ص ٤٧٥ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١٢١.