عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩ - ٨٦- زهير بن قين
باشكوهترين صحنههاى تاريخ بشرى است.
زهير در آن لحظات حساس تاريخى كه امام عليه السلام بيعت خود را از يارانش برداشت در جمع ياران برخاست و خطاب به امام حسين عليه السلام چنين عرضه داشت: «به خدا سوگند! اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله! دوست دارم هزار بار كشته شوم و زنده گردم تا تو و اهلبيتت زنده بمانيد». [١]
«زهير» به قدرى در اين چند روز متحوّل شد و رشد نمود و مورد اعتماد قرار گرفت كه از ميان اصحاب و ياران در روز عاشورا از ناحيه امام به فرماندهى جناح راست سپاه منصوب شد.
او در روز عاشورا خطبهاى غرّاء خواند و در حالى كه سوار بر اسب بود و لباس جنگ پوشيده بود به سپاه دشمن خطاب كرد و گفت:
«اى مردم كوفه، از عذاب خدا بترسيد، حق مسلمان بر مسلمان اين است كه برادرش را نصيحت كند، ما هم اكنون برادريم و تا مادامى كه جنگى بين ما رخ نداده است بر يك دين هستيم، (لذا شايسته نصيحت مائيد) ولى اگر جنگى بين ما اتفاق بيافتد آن وقت ارتباط ايمانى ما و شما قطع مىشود. شما يك امت و ما امتى ديگر خواهيم بود، خداوند ما را به وسيله خاندان پيامبرش در مقام آزمونى بزرگ قرار داده است تا بنگرد درباره ذريّه رسول خدا چگونه عمل مىكنيم.
من شما را به يارى اين خاندان و رها كردن يزيد و عبيداللَّه زياد دعوت مىكنم، زيرا شما در حكومت آنها جز سوء رفتار، قتل و كشتار و به دارآويخته شدن و كشته شدن شخصيتها و بزرگانى چون حجر بن عدى و يارانش و هانى بن عروه و نظاير آنها نخواهيد ديد».
سپاه ابن سعد شروع كردند به ناسزاگويى به زهير و جنجال كردن.
ولى زهير همچنان ادامه داد:
[١]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٩٣ و اعيان الشيعة، ج ١، ص ٦٠١.