عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦ - ٦٦- جالبترين صحنههاى ايثار
فرمود: به پشت خيمه برو!
زينب عليها السلام در ادامه فرمود: من به پشت خيمه رفتم.
برادرم ندا داد:
«ايْنَ اخْواني وَ بَنُو أَعْمامي
؛ برادران و پسرعموهايم كجايند؟».
بنى هاشم همگى برخاسته و عبّاس جلوتر از آنان گفت: بله، چه مىفرماييد؟
امام فرمود:
«اريدُ انْ اجِدِّدَ لَكُمْ عَهْداً
؛ مىخواهم تجديد پيمان كنم».
همه بنى هاشم حاضر شدند و امام عليه السلام فرمود بنشينيد! همگى نشستند آنگاه امام ندا داد:
«ايْنَ حَبيبُ بْنُ مَظاهِرِ أَيْنِ زُهَيْرُ أَيْنَ هِلالُ، أَيْنَ الْأَصْحابُ؟
؛ حبيب بن مظاهر، زهير، هلال و ديگر يارانم كجايند؟».
همگى پيش آمدند و جلوتر از همه حبيب بن مظاهر عرض كرد: بله يا اباعبداللَّه عليه السلام.
همگى شمشير به كف حاضر شدند و امام عليه السلام فرمود: بنشينيد و آنان نشستند، آنگاه حضرت خطبه رسايى خواند و فرمود:
«يا أَصْحابي اعْلَمُوا أَنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ لَيْسَ لَهُمْ قَصْدٌ سِوى قَتْلي وَ قَتْلِ مَنْ هُوَ مَعي وَ أَنَا أَخافُ عَلَيْكُمْ مِنَ الْقَتْلِ، فَأَنْتُمْ في حِلٍّ مِنْ بَيْعَتي، وَ مَنْ أَحَبَّ مِنْكُمُ الْإِنْصِرافُ فَلْيَنْصَرِفْ في سَوادِ هذَا اللَّيْلِ
؛ يارانم! بدانيد اينان جز شهيد كردن من و شهادت كسانى كه با من باشند، هدفى ندارند و من از كشته شدن شما بيمناكم. اكنون از شما بيعتم را برداشتم، هركس از شما قصد بازگشت دارد در اين سياهى شب برگردد».
در اين هنگام بنى هاشم و اصحاب برخاسته و در پايدارى و استقامت خويش سخنها گفتند. وقتى كه امام چنين ديد فرمود:
«إِنْ كُنْتُمْ كَذلِكَ فَارْفَعُوا رُؤُوسَكُمْ وَانْظُرُوا الى مَنازِلِكُمْ في الْجَنَّةِ
؛ اكنون كه چنين است