عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - ٥٦- ورود به سر منزل مقصود
مىداده و آن مردان شجاع را آماده جانبازى و فداكارى تا آخرين قطره خون مىكرده است.
جمله «خون من از جوشش باز نمىايستد تا «مهدى عليه السلام» قيام كند» اشاره پر معنايى به استمرار عاشوراهاى حسينى در طول تاريخ است، همان چيزى كه امروز با چشم خود مىبينيم.
صَدَقَ اللَّه وَ رَسُولُهُ وَ اوْلِيائُهُ عليهم السلام
. ٥٦- ورود به سر منزل مقصود
امام در دوم محرّم سال ٦١ هجرى به اتّفاق ياران خويش به سرزمين كربلا وارد شد، ابتدا به يارانش رو كرد و فرمود:
«النَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلى أَلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دَرَّتْ مَعايِشُهُمْ، فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ
؛ مردم، بندگان دنيا هستند و دين همانند چيزى است كه بر زبانشان باشد، تا آنگاه كه زندگىشان (به وسيله آن) پر رونق است آن را نگه مىدارند، ولى هنگامى كه با مشكلات آزموده شوند عدد دينداران اندك مىشود».
آنگاه پرسيد: آيا اينجا كربلا است!
پاسخ دادند: آرى، اى پسر پيغمبر!
آن حضرت فرمود:
«هذا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ، ههُنا مَناخُ رِكابِنا، وَ مَحَطُّ رِحالِنا، وَ مَقْتَلُ رِجالِنا، وَ مَسْفَكُ دِمائِنا
؛ اين ديار، جايگاه اندوه و بلا (و سرزمين گرفتارى و آزمون) است، اينجا محلّ خوابيدن شتران ما، و بارانداز كاروان ما، و محلّ شهادت مردان ما و جارى شدن خون ماست». [١]
سپس اصحاب امام عليه السلام پياده شدند «حرّ» نيز با هزار سوار جنگى در ناحيه ديگرى در مقابل امام عليه السلام اردو زد و نامهاى به عبيداللَّه بن زياد نوشت و در آن نامه او را از ورود امام حسين عليه السلام به كربلا باخبر ساخت.
[١]. مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ٢٣٧ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٨٣.