عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠ - ٥٦- ورود به سر منزل مقصود
در روايت ديگرى چنين مىخوانيم:
امام حسين عليه السلام فرمود: اسم اين مكان چيست؟ پاسخ دادند: كربلا.
فرمود:
«ذاتُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ، وَ لَقَدْ مَرَّ أَبِي بِهذَا الْمَكانِ عِنْدَ مَسيرِهِ إِلى صِفّينَ، وَ أَنَا مَعَهُ، فَوَقَفَ، فَسَأَلَ عَنْهُ، فَأُخْبِرَ بِاسْمِهِ، فَقالَ: «هاهُنا مَحَطُّ رِكابِهِمْ، وَ هاهُنا مِهْراقُ دِمائِهِمْ»، فَسُئِلَ عَنْ ذلِكَ، فَقالَ: «ثِقْلٌ لِآلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ، يَنْزِلُونَ هاهُنا»،
«سرزمين اندوه و سختى، پدرم (اميرالمؤمنين عليه السلام) در مسير جنگ صفّين كه من نيز همراه او بودم از اين سرزمين عبور كرد، چون به اينجا رسيد، ايستاد و از نام آن پرسيد. وقتى كه نامش را شنيد، فرمود: «اينجا محلّ كاروان آنان و جاى ريخته شدن خونهاى پاكشان است».
پرسيدند: از چه خبر مىدهى؟
فرمود: «از حوادث سنگينى براى خاندان پيامبر كه روزى در اين مكان فرود مىآيند».
سپس امام حسين عليه السلام مشتى از خاك گرفت و بوييد و فرمود:
«هذِهِ وَ اللَّهِ هِىَ الْأَرْضُ الَّتِي أَخْبَرَ بِها جَبْرَئيلُ رَسُولَ اللَّهِ أَنَّنِي أُقْتَلُ فيها، أَخْبَرَتْنِي أُمُّ سَلْمَةَ
؛ به خدا سوگند! اين همان سرزمينى است كه جبرئيل به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خبر داد كه من در آن شهيد مىشوم. امّ سلمه (همسر بزرگوار رسول گرامى اسلام) به من خبر داد».
آنگاه امام عليه السلام سخن امّ سلمه را اينگونه نقل كرد: «روزى جبرئيل نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بود و تو هم (اى حسين عليه السلام) نزد من بودى، پس گريستى، پيامبر فرمود: فرزندم را رها كن و من تو را رها كردم، پيامبر صلى الله عليه و آله تو را در آغوش گرفت و بر دامانش نشاند. جبرئيل از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: آيا حسين عليه السلام را دوست دارى؟ پيامبر فرمود: آرى. جبرئيل گفت:
فِإِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ، وَ إنْ شِئْتَ أُريتُكَ تُرْبَةَ أرْضِهِ الَّتي يُقْتَلُ فِيها
؛ امّت تو وى را خواهند كشت و چنانچه خواسته باشى خاك زمينى را كه در آن شهيد مىشود به تو نشان دهم؟. پيامبر فرمود: آرى! آنگاه جبرئيل بالش را بر زمين باز كرد و آن زمين را به پيامبر نشان داد». [١]
[١]. مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٢.