عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧ - ٥٠- خطبه ديگر امام عليه السلام در برابر لشكر حرّ
حر گفت: «اى اباعبداللَّه! ما از آنان كه اين نامهها را نوشتند نيستيم، مأموريت ما آن است كه از تو جدا نشده تا تو را نزد امير (عبيداللَّه بن زياد) ببريم».
امام عليه السلام تبسّمى كرد و فرمود:
«الْمُوْتُ أَدْنى إِلَيْكَ مِنْ ذلِكَ
؛ مرگ از انجام اين كار به تو نزديكتر است!». [١]
اين دومين اتمام حجّت امام عليه السلام به كوفيان و سپاه «حرّ» است كه در ميان آنها به يقين از نامهنگاران و دعوت كنندگان امام عليه السلام فراوان بودند، زيرا كسى جز «حرّ» نوشتن نامه را انكار نكرد.
به يقين از آنها بسيار بودند و شرمنده شدند ولى اراده آنها از آن ضعيفتر بود كه درست بينديشند و از راه خطا بازگردند.
جمله آخر امام عليه السلام مانند پتكى بر سر «حر» وارد شد و چيزى نگفت.
٥١- گفتگوى پرمعناى امام عليه السلام با حرّ
امام عليه السلام پس از گفتگو با حُرّ، به ياران خود رو كرد و فرمود: «زنان را بر مركبها سوار كنيد تا ببينيم حرّ و يارانش چه خواهند كرد؟».
اصحاب امام سوار شدند و زنان را جلوى كاروان حركت دادند. ولى سواران كوفه پيش آمده و راه را بر آنان بستند. امام دست به قبضه شمشير برد و بر سر حُرّ فرياد كشيد و فرمود:
«ثَكَلَتْكَ امُّكَ! مَا الَّذي تُرِيدُ أَنْ تَصْنَعَ؟
؛ مادرت به عزايت بنشيند! مىخواهى چه كار كنى؟!».
حرّ پاسخ داد: به خدا سوگند اگر كسى از عرب- جز تو- چنين سخنى بر زبان جارى مىساخت، پاسخش را مىدادم، هر كه مىخواست باشد! امّا به خدا سوگند كه
[١]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ١٣٧- ١٣٨؛ تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣٠٣ (با مختصر تفاوت) و مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ٢٣٢ (با مختصر تفاوت).