عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - ٣١- تلاش ابن عبّاس و عبداللَّه بن عمر براى منصرف ساختن امام عليه السلام
سپس ابن عبّاس افزود: «بر امثال اين گروه عذاب هولناكى فرود خواهد آمد، ولى اى فرزند دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله تو بزرگ همه افتخار كنندگان به رسول خدا صلى الله عليه و آله و فرزند سرور زنان عالم حضرت بتول عليها السلام هستى. اى فرزند دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله گمان مكن كه خداوند از آنچه را كه ستمگران انجام مىدهند غافل است. من گواهى مىدهم كه هر كس از همراهى با تو دورى كند و در انديشه جنگ با تو و پيامبر خدا محمّد صلى الله عليه و آله باشد، بهرهاى (از ايمان) ندارد!».
امام فرمود:
«اللَّهُمَّ اشْهَدْ
؛ خدايا گواه باش!».
ابن عبّاس ادامه داد: «فدايت شوم اى فرزند دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله! گويا مىخواهى من به تو بپيوندم و تو را يارى كنم! به خدايى كه معبودى جز او نيست سوگند! اگر من با اين شمشيرم در پيش روى تو آنقدر بجنگم كه شمشير از كفم رها شود، باز يك صدم از حقّ تو را ادا نكردم! اكنون من در خدمتت هستم فرمان ده!».
عبداللَّه بن عمر كه تا آن لحظه شاهد گفتگوهاى امام و ابن عبّاس بود و مراتب اخلاص و ارادت ابن عبّاس را شنيد به سخن آمد و رو به ابن عبّاس كرد و گفت:
«اى ابن عبّاس! بس است، از اين گونه سخنان بگذريم!» آنگاه عبداللَّه بن عمر رو به امام كرد و عرض كرد:
«اى اباعبداللَّه! از تصميمى كه گرفتهاى، دست بردار و از همين جا به مدينه بازگرد و با اين گروه از درِ سازش درآى و از زادگاه و حرم جدّت رسول خدا دور مشو! و به دست اين گروهى كه بهرهاى از ايمان ندارند بهانه مده! و اگر بناى بيعت ندارى، تا وقتى كه مخالفت علنى نكردى، با تو كارى ندارند. اميد است يزيد بن معاويه- كه خدا لعنتش كند- مدّت زيادى عمر نكند وخداوند تو را از شرّ وى كفايت كند».
امام حسين عليه السلام فرمود:
«أُفٍّ لِهذَا الْكَلامِ أَبَداً ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ! أَسْأَلُكَ بِاللَّهِ يا عَبْدَاللَّهِ أَنَا عِنْدَكَ عَلى خَطَأٍ مِنْ أَمْري هذا؟ فَإِنْ كُنْتُ عِنْدَكَ عَلى خَطَأٍ فَرُدَّني فَإِنّي أَخْضَعُ وَ أَسْمَعُ وَ أُطيعُ
؛ براى هميشه تا آنگاه كه آسمان و زمين پابرجاست، نفرين