عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - ٣١- تلاش ابن عبّاس و عبداللَّه بن عمر براى منصرف ساختن امام عليه السلام
بر اين سخن باد!. اى عبداللَّه (ابن عمر)! تو را به خدا سوگند مىدهم! آيا به نظر تو من در تصميم خود اشتباه مىكنم؟ اگر من در اشتباهم، بگو كه من مىشنوم و مىپذيرم».
عبداللَّه بن عمر گفت: «نه به خدا سوگند! خداوند هرگز فرزند دختر رسول خدا را در اشتباه نمىگذارد، و هرگز يزيد بن معاويه- كه خدا لعنتش كند- با تويى كه پاك و برگزيده خاندان پيامبرى، در امر خلافت هم پايه نيست، ولى مىترسم كه اين چهره زيباى تو را آماج شمشيرهاى خود قرار داده و از اين امّت برخوردى را كه انتظارش را ندارى ببينى. پس با ما به مدينه برگرد و اگر دوست نداشتى كه بيعت كنى، هرگز بيعت مكن ولى در خانهات بنشين (و پرچم مخالفت بلند نكن!)».
امام عليه السلام فرمود:
«هَيْهاتَ يَابْنَ عُمَرَ! إِنَّ الْقَوْمَ لا يَتْرُكُوني وَ إِنْ أَصابُوني، وَ إِنْ لَمْ يُصيبُوني فَلا يَزالُونَ حَتّى أُبايِعَ وَ أَنَا كارِهٌ، أَوْ يَقْتُلُوني، أَما تَعْلَمُ يا عَبْدَاللَّهِ! أَنَّ مِنْ هَوانِ هذِهِ الدُّنْيا عَلَى اللَّهِ تَعالى أَنَّهُ أُتِىَ بِرَأْسِ يَحْيىَ بْنِ زَكَرِيَّا عليه السلام إِلى بَغِيَّةٍ مِنْ بَغايا بَني إِسْرائيلَ وَ الرَّأْسُ يَنْطِقُ بِالْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ؟! أَما تَعْلَمُ أَبَا عَبْدِالرَّحْمنِ! أَنَّ بَني إِسْرائيلَ كانُوا يَقْتُلُونَ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلى طُلُوعِ الشَّمْسِ سَبْعينَ نَبِيّاً ثُمَّ يَجْلِسُونَ في أَسْواقِهِمْ يَبيعُونَ وَ يَشْتَرُونَ كُلُّهُمْ كَأَنَّهُمْ لَمْ يَصْنَعُوا شَيْئاً، فَلَمْ يُعَجِّلِ اللَّهُ عَلَيْهِمْ، ثُمَّ أَخَذَهُمْ بَعْدَ ذلِكَ أَخْذَ عَزيزٍ مُقْتَدِرٍ؛ اتَّقِ اللَّهَ أَبا عَبْدِالرَّحْمنِ، وَ لا تَدَعَنَّ نُصْرَتي وَ اذْكُرْني في صَلاتِكَ ... يَا ابْنَ عُمَرَ! فَإِنْ كانَ الْخُرُوجُ مَعي مِمَّا يَصْعَبُ عَلَيْكَ وَ يَثْقُلُ فَأَنْتَ فِي أَوْسَعِ الْعُذْرِ، وَ لكِنْ ... اجْلِسْ عَنِ الْقَوْمِ، وَ لا تَعْجَلْ بِالْبَيْعَةِ لَهُمْ حَتّى تَعْلَمَ إِلى ما تَؤُولُ الْأُمُورُ»
. «هيهات! اى فرزند عمر! اين گروه مرا رها نخواهند كرد هر چند مرا بر حق دانند، و اگر هم مرا بر حق ندانند باز رهايم نخواهند كرد تا به اكراه هم شده بيعت نمايم يا مرا به قتل رسانند. اى عبداللَّه بن عمر! آيا نمىدانى از نشانههاى پستى دنيا نزد خدا اين است كه سر «يحيى بن زكريا» را براى زن بدكارهاى از زنان بنى اسرائيل بردند با اينكه سر بريده عليه آنان به روشنى سخن مىگفت؟! اى اباعبدالرحمن آيا نمىدانى كه قوم بنى اسرائيل از طلوع فجر تا طلوع آفتاب هفتاد پيامبر را مىكشتند آنگاه (با خيالى آسوده) در بازارها نشسته و به خريد و فروش مىپرداختند آن چنان كه