عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - ٦- برخورد شديد امام حسين عليه السلام با معاويه
آنها را به قتل برساند و دست و پايشان را قطع كرده و آنها را بر شاخههاى نخل به دار بياويزد!
سبحان اللَّه! اى معاويه گويا تو از امّت اسلامى نيستى و اين مردم نيز از تو نيستند!
(اى معاويه!) آيا تو قاتل «حضرمى» نيستى؟ همان كسى كه زياد (والى كوفه) در باره او به تو نوشت كه وى بر دين على عليه السلام است. (بدان كه) دين على عليه السلام، همان دين پسر عمّش رسول خدا صلى الله عليه و آله است؛ همان پيامبرى كه تو را به جايگاه امروزى رسانده است! و اگر اين جايگاه را بدست نمىآوردى، چه افتخارى داشتى؟ برترين قدر و منزلت تو و پدرانت، همان تحمّل رنج كوچهاى زمستانه و تابستانه بود، [١] خداوند بر شما منّت نهاد و آن زحمتها را از دوش شما به بركت ما (خاندان نبوّت) برداشت.
(سپس افزود:) در گفتههايت خطاب به من چنين آمده بود كه: «اين امّت را در فتنه و آشوب ميانداز!» (پس بدان كه) من براى امّت اسلامى فتنهاى بزرگتر از فرمانروايى تو سراغ ندارم!
از جمله سخنانت خطاب به من اين بود كه: «ملاحظه خودت و دينت و امّت محمّد را بنما (و از مخالفت و قيام بر ضدّ من بر حذر باش)!».
به خدا سوگند! من كارى را برتر از جهاد با تو سراغ ندارم؛ پس اگر چنين كارى كنم، مايه تقرّب و نزديكى من به پروردگار خواهد بود و اگر دست به كارى نزنم، از خداوند (براى ترك جهاد) استغفار مىكنم و از او- در آنچه را دوست دارد و بدان خشنود است- طلب توفيق مىنمايم.
همچنين به من گفتهاى: «هر گاه تو نقشهاى بر ضدّ من طرح كنى، من نيز چنين مىكنم».
اى معاويه! هر چه مىتوانى بر ضدّ من توطئه كن؛ به جانم سوگند! هميشه تاريخ، صالحان مورد توطئه و آزار قرار مىگرفتند. من اميدوارم دسيسههايت جز به خودت آسيب نرساند، و جز كار و تلاشت را تباه نسازد، پس هر چه به خاطرت مىرسد، درباره من فروگذار نكن!
اى معاويه! تقواى الهى پيشه كن و بدان كه براى خداوند كتاب (و محلّ ثبت اعمالى است كه)
[١]. اشاره است به سفرهاى تجارتى قريش كه در فصل زمستان به سوى جنوب يعنى سرزمين يمن كههواى نسبتاً گرمى داشت و در فصل تابستان به سوى شمال و سرزمين شام كه هواى ملايم و مطلوبى داشت، سفر مىكردند.