عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢ - ٦- برخورد شديد امام حسين عليه السلام با معاويه
وَيَلْعَبُ بِالْكِلابِ، ما أَراكَ إِلّا قَدْ أَوْبَقْتَ نَفْسَكَ، وَأَهْلَكْتَ دِينَكَ، وَ أَضَعْتَ الرَّعِيَّةَ وَالسَّلامُ».
امّا بعد! نامه تو به دستم رسيد كه در آن يادآور شدهاى: از جانب من به تو اخبارى رسيده است كه گمان نمىكردى من دست به چنين كارهايى بزنم، البتّه فقط خداست كه انسانها را به سمت خوبىها هدايت كرده و موفّق مىگرداند، و امّا اينكه گفتهاى چنين اخبارى از جانب من به تو رسيده، بايد بگويم: گزارش اين گونه خبرها كار چاپلوسان سخنچين و تفرقهانداز است؛ گزارش گران گمراه بىدين دروغ گفتهاند.
من در حال حاضر، قصد جنگ و درگيرى با تو را ندارم (به خاطر پيمان صلحى كه ميان تو و برادرم امام حسن عليه السلام امضا شده است) و براى ترك مبارزه با تو و با حزب ستمكارت- كه حرام خدا را حلال شمردهاند، همان گروه ستم پيشه و ياران شيطانِ رانده شده- از خداى خود بيمناكم!
آيا تو قاتل حُجر بن عدى و يارانش نيستى؟ همانها كه عابدان خداترس بودند؛ بدعتها بر آنان گران بود، امر به معروف و نهى از منكر مىكردند. تو آنها را- پس آنكه امان دادى و عهد و پيمانهاى محكم بستى (كه آزارى به آنها نرسانى)- از روى بيدادگرى و د شمنى كشتى! و اين جز به خاطر نافرمانى در برابر خداوند و سبك شمردن پيمان الهى نبود.
آيا تو قاتل «عمرو بن حَمِق» نيستى؟ همان مردى كه عبادت فراوان چهرهاش را فرسوده كرده بود. او را نيز پس از پيمانهاى عدم تعرّض به قتل رساندى، پيمانهايى كه اگر آهوان بيابان آن را در مىيافتند از بلنداى كوهها به زير مىآمدند!
آيا تو همان كس نيستى كه در اسلام (براى نخستين بار) «زياد» را (به پدرت) نسبت دادهاى و او را فرزند ابوسفيان خواندى [١] در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين حكم كرد كه: «فرزند از آن شوهر است و براى زناكار جز سنگسار شدن، نصيبى نيست!».
پس از آنكه زياد را به ابوسفيان ملحق كردى، اين مرد آلوده را بر مسلمانان مسلّط ساختى كه
[١]. «زياد» چون پدرش معلوم نبود او را به مادرش نسبت مىدادند و به «زياد بن سميّه» يا «زياد بن ابيه» معروف بود (يعنى زياد، پسر پدرش!)؛ يكى از كسانى كه با مادر زياد ارتباط داشت، ابوسفيان بود. از اين رو، معاويه براى جذب زياد، در يك جلسه رسمى، او را فرزند ابوسفيان و برادر خويش اعلام كرد! واين بدعت و جنايت خطرناكى بود.