عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢ - بخش سوم انگيزههاى قيام عاشورا
اظْهُرِهِمُ الْمُنْكَرَ وَ الْفَسادَ، فَلا يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذلِكَ
؛ خداوند تنها از اين جهت بر آنها عيب مىگيرد كه آنها با چشم خود شاهد زشتكارى و فساد ستمكاران بودند ولى (هيچ عكسالعملى نشان نمىدادند و) آنان را نهى نمىكردند».
سپس در مورد اهمّيّت و عظمت اين دو فريضه فرمود:
«اذا ادِّيَتْ وَ اقِيمَتْ، إِسْتَقامَتِ الْفَرائِضُ كُلُّها هَيِّنُها وَ صَعِبُها
؛ هرگاه فريضه امر به معروف و نهى از منكر به درستى انجام شود و اقامه گردد، فرايض ديگر اعمّ از آسان و دشوار انجام خواهد شد». [١]
اين خطابه بسيار مهمّ امام عليه السلام در آن شرايط خفقانبار و در آن جمع كثير، نشان مىدهد كه امام منتظر فرصتى بود تا اين فريضه الهى را در حدّ اعلا جامه عمل بپوشاند.
همانگونه كه در نامهاى به معاويه مىنويسد:
«اى معاويه! به خدا سوگند از اينكه الان با تو نبرد نمىكنم، مىترسم در پيشگاه الهى مقصّر باشم». [٢]
يعنى من دنبال فرصت مناسبى هستم تا با تو بستيزم.
٢- بعد از هلاكت معاويه، زمانى كه امام عليه السلام از سوى والى مدينه به بيعت با يزيد فراخوانده شد، امام عليه السلام به شدّت بر آشفت و آن را مردود شمرد و شبانگاه به سوى روضه شريف نبوى رفته به راز و نياز پرداخت و در آن نيايش خالصانه به درگاه الهى چنين عرضه داشت:
«اللَّهُمَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَ أَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَ قَدْ حَضَرَنِي مِنَ الْأَمْرِ
[١]. تحف العقول، ص ١٦٨- ١٧٠ و بحارالانوار، ج ٩٧، ص ٧٩، ح ٣٧.
[٢]. در مختصر تاريخ دمشق (ج ٧، ص ١٣٧) در شرح حال امام حسين عليه السلام مىخوانيم كه آن حضرت در پاسخ به نامه معاويه نوشت: «... وَ ما اظُنُّ أَنَّ لِي عِنْدَ اللَّهِ عُذْراً فِي تَرْكِ جِهادِكَ».
در احتجاج طبرسى (ج ٢، ص ٨٩، ح ١٦٤) آمده است: «ما ارِيدُ لَكَ حَرْباً وَ لَاعَلَيْكَ خِلافاً، وَايْمُ اللَّهِ إِنِّي لَخائِفٌ لِلَّهِ فِي تَركِ ذلِكَ ...» همچنين رجوع كنيد به: بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢١٢.