عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣ - ١- مناصب كليدى در اختيار امويان
ابوسفيان تندى كرد. [١]
همچنين در تاريخ آمده است در همان ايّام، ابوسفيان به قبر جناب حمزه عليه السلام لگد زد و گفت: اى ابوعماره! مسألهاى كه ديروز بر سر آن شمشير كشيده بوديم، امروز به دست كودكان ما رسيده و با آن بازى مىكنند:
(يا أَبا عُمارَةِ! إِنَّ الْأَمْرَ الَّذِي اجْتَلَدْنا عَلَيْهِ بِالسَّيْفِ، أَمْسى فِي يَدِ غِلْمانِنَا الْيَوْمَ يَتَلَعَّبُونَ بِهِ). [٢]
ولى متأسّفانه عثمان بنىاميّه را از مناصب حكومتى دور نكرد و با دادن پستهاى مختلف و اموال فراوان به آنان، عملًا در مسير تقويت جبهه بنىاميّه كوشيد!
كارهايى كه در زمان عثمان سبب تقويت جبهه نفاق و تضعيف اسلام و مؤمنان گرديد فراوان است و ما در اينجا بخشهايى از آن را بازگو مىكنيم:
١- مناصب كليدى در اختيار امويان
سرزمين شام كه از قبل در اختيار معاويه قرار داشت، در زمان خلافت عثمان نيز، همچنان در اختيار او بود و معاويه بيش از گذشته در جهت تقويت پايههاى امارت خويش مىكوشيد. اين سخن براى محقّقان غير متعصّب آشكار است كه معاويه كسى بود كه هرگز اسلام را باور نكرد. به تعبير دانشمند معروف معاصر، ويل دورانت:
«معاويه در كار دنيا ورزيده بود و به دين پايبند نبود. دين را پليسى كم خرج مىدانست كه نمىبايد ميان او و تمتّع از لذّات دنيا حايل شود!». [٣]
[١]. الاستيعاب، ج ٢، ص ٤١٦ (شماره ٣٠١٧). اين سخن، با تعبيرات ديگرى نيز در ديگر منابع اهل سنّت آمده است. (رجوع كنيد به: تاريخ طبرى، ج ٨، ص ١٨٥؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٩، ص ٥٣ و مختصر تاريخ دمشق، ج ١١، ص ٦٨).
[٢]. شرح نهجالبلاغه ابنابى الحديد، ج ١٦، ص ١٣٦.
[٣]. تاريخ تمدّن ويل دورانت، عصر ايمان، فصل دهم.