تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١١٢ - ٣ إلزام النواصب بإمامة على بن أبى طالب عليه السلام
در فصل بعد، اختلافات مذاهب در اصول اعتقادى (مانند: توحيد، عدل و جبر و اختيار) آمده است.
در فصل بعد، گزارش ديدگاه فرقه مشبّهه و مجسّمه (از فرق اهل سنّت) آمده است. در فصول ياد شده، به كتاب الملل والنحل شهرستانى استناد شده است. در فصل بعد، اختلاف مذاهب اسلامى در فروع دين، گزارش شده است. در دو فصل بعد نيز توصيفى اجمالى از اعتقادات كلامى و مبانى فقهى فرقه اماميه و مذاهب اهل سنّت آمده و آخرين فصل اين باب، به ذكر برخى از احاديثى كه اهل سنّت درباره انحصار امامت در دوازده نفر از قريش ايراد كردهاند، اختصاص يافته است.
باب بعدى كتاب، در بيان آيات و اخبارى است كه اهل سنّت درباره امامت و فضايل امير مؤمنان آوردهاند. باب بعدى، درباره مثالب صحابيان در كلام اهل سنّت است كه در چند فصل، سامان يافته است. در يك فصل، مطالبى درباره نسب خلفاى سهگانه، معاويه، يزيد بن معاويه، عمر سعد، طلحه و زبير نقل شده و در يك فصل، آنچه اهل سنّت درباره فرار پيشوايان خود از جنگ آوردهاند، آمده كه در آن، قصيدهاى نيز از ابن ابى الحديد، نقل و شرح شده است. عناوين فصول بعد عبارتاند از: برخى مثالب عايشه كه اهل سنّت روايت كردهاند، اقرار اهل سنّت به اباحه متعه، اقرار اهل سنّت به مخالفت با شريعت، نمونههايى از مخالفتها، و علّت مخالفت قوم با حق.
پايانبخش كتاب، تتمّهاى است در اذعان برخى از بزرگان اهل سنّت به احَق بودن حضرت امير عليه السلام.
شيوه كتاب، كاملًا جدلى و احتجاجى است. از همين رو، نويسنده در نقل احاديث و گزارشهاى تاريخى به اين نكته پايبند است كه احاديثى كه تنها يك فرقه در تأييد ديدگاه خود در مسئله امامت دارند، نقل نكند؛ بلكه احاديثى را كه اجماعى هر دو فرقه و لازم الإتّباع است، نقل كند. او در اين باره نوشته است:
لابدّ من النظر الصحيح المؤدّى إلى الحقّ الصريح وذلك يقتضى عدم