تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٩٧ - يك پيدايش اخباريگرى
السند بودن يا موثوق بودن اخبار نقل شده در كتب اربعه شيعه قائل بودند و بحث درباره سند حديث و تقسيم حديث به اقسام چهارگانه را لازم نمىدانستند و از ادلّه چهارگانه اصول فقه، «عقل و اجماع» را ساقط كرده، به «كتاب و خبر» اكتفا مىورزيدند. نقطه مقابل اين جريان، اصوليان بودند؛[١] يعنى آن عدّه از علماى مكتب اهل بيت عليهم السلام كه بعد از عصر ائمه عليهم السلام و از ابتداى قرن چهارم هجرى تا به امروز با معيارهاى علم رجال و علم درايه به بررسى احاديث مىپردازند و در استنباط احكام شرعى، آنها را با قوانين علم اصول مىسنجند.[٢]
يك. پيدايش اخباريگرى
جريان فقهى- حديثى متقدّمان در قرن چهارم هجرى كه كلينى و صدوق، سرشناسترين افراد آن هستند، گروهى را بر آن داشته تا حيات اخباريگرى را به سده چهارم و حتّى قبل از آن به زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام نسبت داده، خودِ معصومان عليهم السلام را رئيس اخباريان قلمداد كنند.[٣] دليل آنها اين بود كه: «طريق قدما، اجتهاد نبوده و راه سَلَف و طريق قديم كه در هنگام حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام بوده، راه اخباريان است. پس ما را همين، دليل به سند است كه راه ما طريق مستمرّ است».[٤] درباره پيشينه تاريخى واژه «اخبارى» گفتنى است كه شهرستانى (م ٥٤٨ ق) در كتاب الملل والنحل، علماى اماميّه را به دو فرقه اخبارى و اصولى تقسيم كرده است.[٥] همچنين علّامه حلّى (م ٧٢٦ ق)، اين تقسيم را به كار گرفته و شيخ طوسى (م ٤٦٠ ق) و سيّد مرتضى (م ٤٣٦ ق) را در زمره اصوليان به حساب آورده است.[٦]
[١]. دائرةالمعارف الإسلاميّة الشيعية، ج ٢، ص ٢١٩.
[٢]. القرآن الكريم و روايات المدرستين، ج ٣، ص ٣٣.
[٣]. الفوائد الطوسيّة، ص ٤٤٦.
[٤]. دبستان مذاهب، ص ٢٥١.
[٥]. الملل و النحل، ج ١، ص ١٤٧.
[٦]. مجلّه علوم حديث، ش اول، ص ٧١:« درآمدى به شيوههاى ارزيابى اسناد حديث» به نقل از: فوائد الأصول، ج ١، ص ١٥٧).