تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٩٥ - شبه قاره هند
چرا كه مهاجران با مخالفت پادشاهان سنّى آنجا روبهرو شدند.[١] در قرن نهم هجرى، به تدريج، تشيّع در كشمير و دكن، پيشرفتهايى حاصل كرد،[٢] چنانكه در حدود سال ٨٩٣ ق، شمس الدين عراقى، به عنوان سفير از خراسان به كشمير آمد و مذهب شيعه را گسترش داد و مدرسه حافظ بصير را به مدرسه شيعه تبديل كرد.[٣] سلسلههاى پادشاهى بهمنى، عمادشاهى، بريدشاهى و عادلشاهى، از علماى شيعه حمايت كردند،[٤] تا جايىكه يوسف عادلشاه با قبول مذهب تشيّع در سال ٩٨٠ ق، اوّلين حكومت شيعىمذهب را به طور قانونى در هندوستان به وجود آورد.[٥] سلسله قطبْشاهى در دكن، بعد از سلسله عادلشاهى به حكومت رسيد و در دربار آنان، علماى شام، حجاز، بحرين، احسا، عراق و ايران، حضور داشتند.[٦] با ظهور ظهيرالدين محمّد بابر (حكومت ٩٣٣ و م ٩٣٧ ق)، مذهب شيعه رونق گرفت و در بخشهايى از امپراتورى، از جمله هرات، سلطان حسين بايقَرا، به پيروى از ايران در صدد بود تا تشيّع را مذهب رسمى آن ديار سازد».[٧] بابر، در دوران سلطنت خود به اين نكته اشاره كرده و ادوارد براون، درباره وى مىنويسد:
بابر، از روى اعتقاد يا ملاحظات سياسى به حدّى نسبت به دسته شيعيان تمايل نشان مىداد كه موجب رويگردانى اتباع سنّى خود در آسياى
[١]. شهداء الفضيلة، ص ١٧٢.
[٢]. مطلع الأنوار احوال دانشمندان شيعه پاكستان و هند، ص ٢٤.
[٣]. همانجا.
[٤]. همانجا.
[٥]. شهداء الفضيلة، ص ٢٩٨.
[٦]. مطلع الأنوار احوال دانشمندان شيعه پاكستان و هند، ص ٢٤.
[٧]. تشيّع در هند، ص ١٤٣.