تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١٠٨ - ٢ الصراط المستقيم إلى مستحقى التقديم
و گزارشهاى تاريخى، غالباً به اين شكل عمل مىكند كه نخست، منبع يا منابع خود (منابع اصل نه واسطه) را ذكر مىكند و سپس، مطلب مورد نظر را نقل مىنمايد.
مثلًا در فصل سوم از باب پنجم كه به معجزات امام على عليه السلام اختصاص يافته، ابتدا چند كتاب (مانند: الدلائل عبد اللَّه بن جعفر حميرى، الخرائج راوندى و بصائر الدرجات) را كه در آنها معجزات آن حضرت آمده معرّفى مىكند و سپس، قبل از پرداختن به موارد متعدّدى از معجزات آن حضرت مىگويد كه اين بخش را از الخرائج و الجرائح، به اختصار نقل كرده است.[١] او در مواردى نيز بدون ذكر منبع، مطالب مورد نظر را ذكر مىكند.[٢] وى، در باب شانزدهم كتاب، به خردهگيرى بر احكام و فتاوى ائمّه چهارگانه اهل سنّت پرداخته كه اين امر، در نهج الحق علّامه حلّى نيز سابقه دارد. در فصلى از همين باب، درباره برخى از محدّثان اهل تسنّن (از جمله بخارى و الصحيح او) سخن گفته است. از نظر بياضى، بخارى از ذكر برخى از احاديث در فضايل اهل بيت عليهم السلام كه در ديگر منابع اهل سنّت آمده (مانند: احاديث غدير، طير، نزول آيه تطهير در شأن اهل بيت عليهم السلام، سد ابواب، و ابتداى حديث رايت)، خوددارى ورزيده است.[٣] نيز در فصلى از همين باب، به بحث درباره مطاعن راويان اهل سنّت و از آن جمله، خلفاى سهگانه، عايشه، ابن عمر، مقاتل، ابن سيرين، سفيان ثورى، زهرى، سعيد بن مسيّب، خالد واسطى، منصور بن معتمر، سعيد بن جُبَير،[٤] حسن بصرى، مسروق بن جذع، مرّه، ابو موسى اشعرى، مغيرة بن شعبه، ابوهريره، كعب الأحبار،
[١]. الصراط المستقيم، ج ١، ص ١٠٥. نيز، ر. ك: ج ١، ص ١٥٢، ١٥٤، ١٥٥، ١٦٧، ٢٠٢، ٢٠٧، ٢١٩، ٢٢٣، ٢٢٤، ٢٤٦ و ٢٧٩.
[٢]. همان، ج ٢، ص ١٧٧ به بعد و ج ٣، ص ٥٤ و ٢٥٣ به بعد.
[٣]. همان، ج ٣، ص ٢٢٦ به بعد.
[٤]. درباره سعيد بن جبير گفته:« كان على عطاء الخيل فى زمرة[ زمن] الحجاج وتخلّف عن الحسين»( همان، ج ٣، ص ٢٤٧).