تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٨٩ - ٢ أعلام الدين فى صفات المؤمنين
است، در آن آورده است.[١] ٢. نويسنده، برخى از خطبههاى حضرت امير عليه السلام را به گونهاى در هم مُندَمج كرده كه گويى خطبه واحدى است.[٢] نيز در نقل برخى متون روايى از كتابهاى ثواب الأعمال والمؤمن، دو يا چند حديث را تلفيق كرده كه به صورت حديث واحد از راوى واحدى در آمده و موجب اختلاط اسانيد و روايات شده است.[٣] در تحقيق كتاب، به موارد ياد شده در مواضع خود، تذكّر داده شده است. نويسنده در صفحه ٣٤٦ كتاب مىگويد كه چهل حديث از كتاب الخصال را با حذف اسانيد، ذكر مىكند. محقّقان كتاب، در پاورقى توضيح دادهاند كه همه اين احاديث، از الخصال نبوده و از ديگر آثار شيخ صدوق نيز نقل شده و افزون بر چهل حديث است.[٤] ٣. متونى طولانى، در مواردى عيناً و در مواردى با اندكى اختلاف، از تنبيه الخواطر شيخ ورّام (م ٦٠٥ ق)[٥] و نيز چند فصل كامل از كتاب كنزالفوائد كراجكى (م ٤٤٩ ق) نقل شده است.[٦] ٤. برخى از احاديث طولانى، مانند: وصيّت پيامبر به ابوذر (ص ١٨٩- ٢٠٣)، گفتگوى خداى تعالى با حضرت موسى عليه السلام (ص ٢١٨- ٢٢٢)، موعظهاى بلند از امام سجّاد عليه السلام (ص ٢٢٣- ٢٢٦) و موعظه خداوند به حضرت عيسى عليه السلام (ص ٢٢٧- ٢٣٣) در اين كتاب آمده است.
٥. نويسنده، گاه مطالب و مواعظى از غير معصومان نقل كرده است كه از جمله
[١]. ر. ك: أعلام الدين، ص ٣٣١.
[٢]. ر. ك: همان، ص ٦٣ و ٦٥.
[٣]. ر. ك: همان، ص ٣٥٦ به بعد. نيز ص ٤٣٢.
[٤]. ر. ك: همان، ص ٣٩٧.
[٥]. ر. ك: همان، ص ٢٤٠- ٢٤٤ و ص ٢٥٣. در مقدّمه تحقيق، به جاى صفحه ٢٤٤، ٣٤٤ ذكر شده كه نادرستاست.
[٦]. ر. ك: همان، ص ١٥٧- ١٨٦.