تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١١٩ - ٤ الكشكول فى ما جرى لآل الرسول من الجمهور بعد الرسول
وى در جامع الأسرار، مطلبى را درباره پيامبران صاحب شريعت و اوصياى آنان از منبع ديگرى نقل كرده است[١] كه در الكشكول وجود دارد.[٢] با توجّه به تصريح آملى به نقل مطلب از جاى ديگر، به نظر مىرسد كه وى، مطلب ياد شده را از الكشكول برگرفته است. اين امر نشانگر تعدّد نويسندگان دو كتاب جامع الأسرار و الكشكول است.
موضوع كتاب، اثبات مواضع شيعه در باب امامت با استفاده از آيات، احاديث و ادلّه عقلى است. نويسنده، در مقدّمه، به انگيزه خود از نگارش كتاب پرداخته و مىنويسد:
پس از وقوع آشوب ميان شيعيان و اهل سنّت به سال ٧٣٥ ق، بزرگى، از من درباره ريشهها و اسباب اين فتنه پرسيد و از من خواست كه دراين باره، كتابى بنويسم و من، اين كتاب را در پى خواهش او پرداختم.[٣] نويسنده، پس از بيان مقدّمه، در ريشهيابى اختلافات شيعه و اهل سنّت، به آغاز آفرينشآدم عليه السلام بر مىگردد و داستان حضرتآدم و كينهتوزى و حسدورزى ابليس به او را در پىِ سجده فرشتگان به وى، بيان مىكند. نويسنده، براى مطالعه بيشتر درباره سرگذشت حضرت آدم و شيطان، به رساله مستقل خود در اين زمينه، ارجاع مىدهد[٤] و در ادامه، داستان هابيل و قابيل را مطرح مىكند و نتيجه مىگيرد كه هرگاه پيامبرى الهى يا امام منصوب از طرف خدا در جامعه حضور داشته باشد، ناگزير، انسانها نيز به دو گروه قابيلى يا هابيلى تقسيم خواهند شد. و بدينسان، نويسنده، اختلاف ميان شيعه و اهل سنّت را تداوم اختلاف حقّ و باطل در ادوار
[١]. ر. ك: جامع الأسرار، ص ٢٣٩- ٢٤٢.
[٢]. ر. ك: الكشكول فى ماجرى على آل الرسول، ص ٤٢- ٤٤.
[٣]. الكشكول فى ما جرى على آل الرسول، ص ٨.
[٤]. همان، ص ١٥.