تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٦٣ - فصل ششم متون حديثى در سده هاى دهم و يازدهم هجرى
فصل ششم: متون حديثى در سدههاى دهم و يازدهم هجرى
گسترش روز افزونِ فعّاليتهاى حديثى، باعث بروز نوآورىهايى در ذهن متخصّصان اين رشته گرديد و اهل فنّ را بر آن داشت تا با احياى كتب حديثى، مطالب اين رشته را به طور اختصاصى دنبال نمايند.
تصادم آرا و افكار، يعنى گسترش تفكّر اخباريگرى از يك سو، و مقابله اصوليان با آنها، از سوى ديگر، گروهى از علما را بر آن داشت تا تلفيقى بين عقل و نقل به وجود آورند و اين كار مهم، توسط صدر المتألّهين ملّا صدرا (م ١٠٥٠ ق) شكل گرفت. وى در علوم نقلى، شاگرد شيخ بهاءالدين عاملى بوده و سالهاى متمادى نزد او به قرائت فقه، اصول، حديث و رجال، اشتغال داشته است و از وى، حديث نقل مىكرده است.[١] دوره حكومت صفويّه- كه دوره انقطاع از تصوّف و ابتلا به اخباريگرى بود- ملّا صدرا را بر آن داشت تا با تأليف كتاب كسر أصنام الجاهليّة، با استشهاد به آيات و احاديث و گفتار فلاسفه، پاسخى فلسفى به صوفيان بدهد.
وى در علم حديث و رجال، صاحبنظر بوده و بسيارى از حقايق مربوط به مبدأ
[١]. شرح حال و آراى فلسفى ملّا صدرا، ص ٤.