تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١١٧ - ٤ الكشكول فى ما جرى لآل الرسول من الجمهور بعد الرسول
تاريخ ٧٥٩ ق، مسائلى را از فخرالدين محمّد، پرسيده است. پس بعيد است كه آملى كه به سال ٧٣٥ ق، در مرتبهاى از دانش و فضيلت بوده كه الكشكول را نگاشته باشد آن گاه پس از ٢٤ سال به سان دانشجويى، مسائل فقهى را از فخرالمحققين بپرسد.
٤. گمان مىرود كه كتاب از مؤلّفات ابن معمار اسدى است.[١] افندى، آن گاه به معرّفى نسخهاى كهن از كتاب مىپردازد كه در قزوين، ملاحظه كرده و در پايان آن، اين عبارت آمده:
تمّ الكتاب المسمّى بالكشكول فى ما جرى لآل الرسول دروزة الفقير إلى اللَّه تعالى عبد اللَّه بن اسماعيل بن محاسن المعمار الأسدى- عفى اللَّه عنه.[٢] افندى، خود به اين قرينه اشكال مىگيرد كه ممكن است «دروزه» به معناى تملّك باشد، نه تأليف. و سرانجام، پس از معرّفى ديگر آثار آملى مىنويسد:
و ما نقلنا من الكشكول المذكور من مؤلّفاته ممّا نصّ عليه جماعة من الأكابر، و منهم القاضى نوراللَّه فى «المجالس» و لعلّه الصواب.[٣] شيخ آقا بزرگ تهرانى نيز درباره كتاب گفته است:
مشهور، انتساب آن به سيّد عارف حكيم حيدر بن على عبيدى (/ عُبيدَلى) حسينى آملى، معروف به صوفى، معاصر و بلكه شاگرد فخرالمحقّقين است.[٤] نويسنده الذريعة، در ادامه به بعيد دانستن انتساب كتاب به آملى توسّط افندى اشاره كرده و مىافزايد:
حق با افندى است، چرا كه مؤلّف كتاب، سيّد حيدر بن على حسينى
[١]. رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٢٢ و ٢٢٣.
[٢]. همان، ص ٢٢٣.
[٣]. همان، ص ٢٢٥.
[٤]. الذريعة، ج ١٨، ص ٨٢.