تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١٨٠ - رويكرد صوفيانه
صوفى، دو اسم متغايرند كه به حقيقت واحد، كه همان شريعت محمّديه است، دلالت دارند.[١] سيّد حيدر، در مشرب عرفانى، پيرو سنّت تصوّف ابن عربى است.[٢] او كه به وحدت وجود عرفانى اعتقاد راسخ دارد،[٣] در جاى جاى كتاب جامع الأسرار، ضمن عرضه ديدگاه خود، به آيات و احاديث نيز استشهاد كرده و آنها را در جهت ديدگاه خود، تفسير مىكند. منابع آملى در نگارش كتاب، اقوال عرفا و مشايخ صوفيه (مانند: غزّالى، خواجه عبد اللَّه انصارى، ابن عربى و عبد الرزاق كاشانى) و در مواردى سخنان برخى از متكلّمان (مانند: فخر رازى، خواجه نصير و علّامه حلّى) است.
همچنان كه گفته شد، او به آيات و روايات، فراوان استناد مىكند. رويكرد آملى به حديث، داراى ويژگىهايى است كه مىتوان آن را رويكرد صوفيانه به حديث ناميد. او با پيشدانستههاى عرفانى به سراغ روايات مىرود و قصد او اثبات آراى متصوفه با استناد به متون حديث است. آملى، در نقل احاديث، جز در مواردى اندك، مصادر و اسانيد خود را ذكر نمىكند و اساساً، دغدغه چندانى در زمينه مصدر، طريق و اسناد حديث از خود نشان نمىدهد. از اين رو و بنا بر جستجوهاى انجام شده، برخى احاديث در كتاب او راه يافتهاند كه در متون معتبر حديثى شيعه و اهل سنّت، يافت نمىشوند.
[١]. جامع الأسرار، ص ٤١. اين ديدگاه مقايسه شود با ديدگاه عارف بزرگ اهل سنت، صائن الدين ابن تُركه اصفهانى كه مىگويد:« مشايخ صوفيه، همه سنّت و جماعت مىباشند كه غير از طايفه اهل سنّت، اين علم را ادراك نمىكنند. و هركه نزد مرشد مىآيد به طلب اين علم، تا او را به سنّت و جماعت نمىآرد، به ارشاد او مشغول نمىشود؛ يعنى:« پاك شو اوّل و پس، ديده بر آن پاك انداز»( چهارده رساله فارسى، نفثة الصدور اوّل، ص ١٧٥).
[٢]. اين نكته از كتاب نصّ النصوص فى شرح الفصوص و موارد متعدّد در كتاب جامع الأسرار، روشن است.
[٣]. براى نمونه، ر. ك: جامع الأسرار، ص ٢٠٤- ٢٠٧.