تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٩٣ - د تفسير مأثور
عامّه و اهل سنّت نقل نموده و پس از آن، از طريق شيعه نقل مىكند.
١٤. فهرست بحار الأنوار، از علّامه محمّد باقر مجلسى (م ١١١١ ق). اين فهرست، قبل از تأليف بحار الأنوار، نوشته شده است. هر چند بين آن و ابواب بحار الأنوار كه بعد از اين فهرست آنها را تنظيم كرده است، اختلافات فراوانى وجود دارد. تاريخ پايان اين فهرست، سال ١٠٧٠ ق، است.
١٥. غرائب الأخبار و نوادر الآثار،[١] از سيّد نعمة اللَّه بن عبداللَّه موسوى جزايرى (م ١١١٢ ق). آنچه از اخبار و احاديثى كه به نظر مؤلّف، غريب مىآمده، در اين كتاب، گردآورى شده و آنچه احتياج به توضيح داشته، با عناوين «بيان» و «ايضاح» توضيح داده شده است. اين كتاب براى هر يك از معصومان عليهم السلام، بابى تنظيم كرده است.
د. تفسير مأثور
مأثور، اسم مفعول از كلمه «أثر»، باقىمانده و نتيجه چيزى است و در اصطلاح، مأثور، يعنى كلامى كه از پيامبر اكرم واهل بيت عليهم السلام باقى مانده و به ما رسيده است.
تفسير مأثور را تفسير منقول و روايى هم گفتهاند و به اجماع عموم مسلمانان، بهترين نوع تفسير قرآن، همين نوع تفاسير است، مشروط بر اين كه روايات بر جاى مانده، نصّ كلام معصومان عليهم السلام باشد؛ ولى علىرغم امتيازات، اين نوع تفاسير، حاوى آفات بسيار بوده، در معرض نقد شديد هستند.
تا قبل از قرن چهاردهم هجرى، نوع تفاسير، نوشته شده منقول بودند و از اين به بعد بود كه تفسير عقلى به شكل بارزى رشد پيدا كرد. نيمه دوم قرن دهم و يازدهم، نقطه بارز تجلّى تفسير به شكل سنّتى آن (مأثور) بوده است. علّت روى آورى به اين نوع تفاسير، چيزى جز گسترش حديث و فعّاليتهاى حديثى در اين دوره نبوده
[١]. الذريعة، ج ١٦، ص ٢٩؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٠، ص ١٨٨.