تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣١٣ - آثار حديثى
سفر دوم خود به دمشق با شيخ فاضل شمس الدين بن طولون دمشقى ملاقات كرد، مقدارى از صحيحين را بر او قرائت كرد و استاد نيز در مقابل، اجازه نقل روايت از صحيحين را به شهيد ثانى داد.[١] شهيد ثانى، در سال ٩٤٢ ق، دمشق را به سوى مصر ترك كرد. در مصر، نزد استادان متعدّدى، از جمله: شيخ شهاب الدين احمد رملى شافعى، چندين رشته علمى را تحصيل كرد و در سال ٩٤٣ ق، از او اجازهنامه گرفت.[٢] وى پس از بازگشت به جبع، در سال ٩٤٨ ق، به بيتالمقدس رفت و در آنجا با شيخ شمسالدين بن ابى اللطيف مقدسى ملاقات كرد[٣] و پس از قرائت مقدارى از صحيحين، شيخ شمسالدين به شهيد ثانى در نقل روايات، اجازه داد.[٤] شهيد ثانى، حديث را از بسيارى از علماى شيعه و اهل سنّت روايت مىكند كه در ضمن ذكر سفرهاى علمىاش به برخى از اسانيد وى اشاره شد.[٥] وى، شيخ مشايخ حديث اماميه بوده است[٦] و بسيارى از بزرگان از وى حديث روايت مىكنند. اجازههايى كه شهيد در نقل روايات به آنها داده است، در بحار الأنوار علّامه مجلسى و كتابهاى ديگرى ثبت گرديده است.[٧]
آثار حديثى
علىرغم تبحّر شهيد ثانى در فقه و اجتهاد، فعّاليتهاى حديثى ايشان نيز مورد توجه
[١]. روضات الجنّات، ج ٣، ص ٣٥٤؛ الكنى والألقاب، ص ٣٨٣.
[٢]. روضات الجنّات، ص ٣٥٦؛ شهداء الفضيلة، ص ١٣٣.
[٣]. أعيانالشيعة، ج ٧، ص ١٤٣.
[٤]. الكنى و الألقاب، ج ٢، ص ٣٨٣.
[٥]. براى آشنايى بيشتر با اسانيد شهيد ثانى، ر. ك: روضات الجنّات، ج ٣، ص ٣٥٧ و ج ٧، ص ٣٥٦- ٣٥٧.
[٦]. تاريخ حديث، ص ١٦٤.
[٧]. بحار الأنوار، ج ١٠٥، ص ١٣٧- ١٧٢؛ الكنى والألقاب، ج ٢، ص ٣٨٥- ٣٨٦.