تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ١٧٤ - ب آثار خطى و ناياب
فراوانى كه كاشفى در مقام شرح، بيان، استشهاد يا تتميم فايده ذكر كرده، برخى روايات وجود دارد كه در منابع معتبر حديثى نيامده است.
از جمله روايتى كه در «وصل سوم» از «اصل چهارم» به اين مضمون به رسول اكرم نسبت داده شده: «الشريعة أقوالى، والطريقة أفعالى، والحقيقة أحوالى، والمعرفة رأس مالى، والشوق مَركبى...»،[١] كه محدّث ارموى آن را غير معتبر دانسته است.
ويژگى ديگر اين كتاب، عرضه ترجمه فارسى از احاديث است. در اينجا براى آشنايى با نحوه ترجمه نويسنده، نمونهاى از ترجمه او را مىآوريم.
قال النبيّ صلى الله عليه و آله: إياكم وكثرة الحلف فى البيع؛ فإنّه ينفق و يمحق؛ يعنى بپرهيزيد از سوگند بسيار خوردن در بيع، كه اگر چه متاع را رواجى دهد؛ امّا بركت از مال ببرد.[٢] نكته آخر درباره اين كتاب، آن كه كاشفى در سبك نگارش آن، تحت تأثير عالم شيعى همشهرى خود، حسن بن حسين شيعى سبزوارى (زنده در ٧٥٣ ق) بوده است.
ب. آثار خطّى و ناياب
١. الأربعون حديثاً، از شيخ جليل ابو محمّد حسن بن محمّد ديلمى، صاحب إرشاد القلوب.
روايت نخست اين كتاب، «حديث جنود عقل و جهل» و روايت سوم، «حديث غدير» است. شيخ آقا بزرگ، به نقل از فاضل معاصر شيخ على اكبر بجنوردى
[١]. الرسالة العلّية، ص ١٥٢. سخن شادروان محدّث ارمَوى، درباره بىاعتبارى اين روايت، در بخش« رويكردصوفيانه» خواهد آمد.
[٢]. همان، ص ٢٧٥.