تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٢٤ - يك نورالله بن شرف الدين حسينى مرعشى(قاضى شوشترى)
متنفّذ و مورد احترام علما و امراى دربار اكبرى بوده است. ابوالفتح گيلانى (م ٩٧٧ ق)، عالم مشهور دربار اكبر شاه، در مكتوبى به وى، با تعريض به قاضى، چنين آورده است:
دعاى دوستان از زبان نيكان، مستجاب باد تا استجابت دعاهاى ما گمراهان را در آن درگاه، بار نيست.[١] ايشان، با صدور اجازاتى توسّط اساتيد خود، عبدالوحيد شوشترى و عبدالواحد مشهدى، علاوه بر تدريس تفسير، فقه، حديث و عقايد اماميّه، با تأليفات خود به تبليغ تشيّع و دفاع از آن مىپرداخت.[٢] آوازه قاضىِ شهيد، در پاسخگويى به رديّههايى است كه علماى اهل سنّت، بويژه علماى مطرود از جانب حكومت صفويه، عليه شيعه نگاشته بودند.
وى نخست، كتاب الصوارم المهرقة را در ردّ الصواعق المحرقةى ابن حجر هيثمى عسقلانى (م ٩٧٤ ق) نوشت. موضوع كتاب ابن حجر، ردّ اماميّه و حقيقت مذهب عامّه[٣] بود كه در ميانه قرن دهم در شهر مكّه، بر ضدّ شيعه تأليف شده بود.[٤] دوم، كتاب مصائب النواصب را در ردّ بر كتاب نواقض الروافض فى تخطئة الإماميةى ميرزا مخدوم شريفى (م ٩٨٨ يا ٩٩٥ ق) نوشت.
ميرزا مخدوم شريفى، سنّى مذهب بود و در سال ٩٨٥ ق، وزير شاه اسماعيل دوم صفوى بود و به سعى همين ميرزا مخدوم، شاه اسماعيل، سنّى مذهب شد. به سبب مباهلهاى كه بين وى و امير مرتضى طباطبايى صورت گرفت، نظر شاه نسبت به مخدوم، تغيير نمود[٥] و امير مخدوم، راهى سرزمين عثمانى شد و در آنجا بر ضدّ
[١]. مطلع الأنوار- احوال دانشمندان شيعه پاكستان و هند: ص ٧١.
[٢]. همان، ص ٦٩٤- ٦٩٥.
[٣]. رياض العلماء، ص ٢٦٨.
[٤]. صفويه در عرصه دين، فرهنگ و سياست، ج ١، ص ٧٤.
[٥]. روضة الصفويّه، ص ٥٨٣؛ مصائب النواصب، در ردّ نواقض الروافض، ص ١٩- ٢١.