تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤٠٣ - دو ترجمه و فارسى نگارى در قرن دهم و يازدهم هجرى
محمّد على بن خاتون عاملى (م بعد از ١٠٦٨ ق)،[١] شاگرد اجازهاى شيخ، به فارسى شرح گرديد و شيخ بهايى در سال ١٠٢٨ ق، با خطّ خود، تقريظى لطيف بر آن نوشت.[٢] ملّا محمّد تقى مجلسى، پس از تأليف شرح عربى كتاب من لا يحضره الفقيه، به درخواست شاه عبّاس دوم، آن را به فارسى برگرداند.[٣] او در بيان علّت اين درخواست و ترجمه كتاب ياد شده، مىنويسد:
... اكثر ساكنان اين ديار را تكلّم به لغت فارسى واقع مىشود و هر يك از ايشان را تتبّع و تعلّم لغت عرب، ممكن نيست و به سبب اين، بسيارى از اين گروه، از مطالعه كتب حديث و شرح مذكور ( «روضة المتقين»)، بىبهره بودند. بنا بر اين، خورشيدْ فرمان قضا جريان، و حكم نافذ واجب الإذعان، از افق شهريارى و جهاندارى ساطع و لامع گرديد كه اين فقير، كتاب مسطور را به فارسى ترجمه نمايم.[٤] علاوه بر ملّا محمّد تقى مجلسى، ملّا خليل قزوينى نيز پس از نگارش عربى خود بر الكافى به نام الشافى، و قبل از اتمام آن، به درخواست شاه عبّاس دوم، كتاب الصافى فى شرح الكافى، اصول «كتاب عقل و جهل» را تا آخر، و فروع و روضه الكافى را به فارسى نوشت.[٥] ملّا محمّد صالح بن محمّد باقر روغنى قزوينى، از ديگر عالمان پُر كار مترجم و فارسى نويسى قرن يازدهم هجرى است. بركات المشهد المقدّس[٦] نگاشته شده به سال
[١]. فهرست كتابهاى خطّى اهدايى آقاى مشكاة به كتابخانه دانشگاه تهران، ج ٣، ص ١٢١٦.
[٢]. الذريعة، ج ٤، ص ٧٦- ٧٧؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٤، ص ٢٠٤؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آستان قدس، مجموعه ش ١٩٣٨؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه فاضل، ج ١، ص ٨١.
[٣]. لوامع صاحبقرانى، ج ١، ص ١١.
[٤]. همان جا.
[٥]. الصافى فى شرح الكافى، مخطوط، ش ٢٠٤٠، ص ١( مقدّمه).
[٦]. الذريعة، ج ٣، ص ٨٨؛ نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٤، ص ٢٣١.