تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤٠٥ - دو ترجمه و فارسى نگارى در قرن دهم و يازدهم هجرى
كه وى: اوّلًا مخاطبان خود را در اين نگاشتهها، مردم شيعه ناآشنا يا كماطّلاع از مطالب دينى مىداند و به هيچ روى با عالمان دين، سخن نمىگويد[١] و اين، از افتخارات بزرگ علّامه مجلسى است كه در كار تأليف، تنها قشر خاصّى از علما را در نظر نداشته است، به طورى كه پاسخگوى نيازهاى علمى و فرهنگى جامعه نباشد؛ بلكه وى براى همه اقشار و در همه سطوح مختلف، تأليف دارد.[٢] به قول ادوارد براون، مجلسى به زبان فارسى با زبان ساده و قابل فهم، چيز مىنوشته و انشاى كتابهاى او، به طور كلّى، خيلى ساده و درست و عارى از صنايع بديعى است[٣] و خود علّامه مجلسى مىنويسد:
و مقيّد بر نيكى عبارات و حُسن استعارات نگرديده، به عبارت قريبه به فهم، مضامين آن را ادا كنيم.[٤] ثانياً مجلسى با اعتقاد به اين اصل كه ارائه دستاوردهاى پيشينيان در عرصههاى دينى و نيز برگردان مآخذ حديثى و دينى به زبان فارسى، از بهترين روشهاى آگاهى رساندن به خلق خدا و ارشاد آنان است، به ترجمه آثار بسيارى دست زد.[٥] ثالثاً مجلسى، مسائل و نيازهاى زمان خود را همواره مطمحِ نظر قرار مىداد و باتوجّه به نفوذ معنوى و اجتماعى خود، رسالت دينى امر به معروف و نهى از منكر از ياد نمىبرد.[٦] در هر صورت، آثار فارسى علّامه مجلسى، احتمالًا به دليل سادگى و روانى ادبى و علمى، و چه بسا به دليل كثرت دستْپروردگان و شاگردانش، در همان روزگار، تأليف
[١]. علّامه مجلسى، ص ٩٢.
[٢]. آشنايى با بحارالأنوار، ص ٥٣.
[٣]. تاريخ ادبيات فارسى، ج ٤، ص ٢٧٩- ٢٩٢.
[٤]. عين الحياة، ص ٢.
[٥]. علّامه مجلسى، ص ٩٢.
[٦]. همان، ص ٩٣.